تبليغاتX
وبگردی
موضوعات روز
Let´s fight

فيلم بالا رو اگه جرات داريد عمل کنيد!

فيلم های اينجا رو اگر دلش را دارید نگاه کنید...

اينجا رو هم مجبوريد ببينيد!

تبليغات! فيلم مصادره  The Takeاز Naomi Klein, AVI LEWIS

فيلم کامل(يک ساعت)  جنگ جهاني ۴ !          the fourth world war

+ نوشته شده در  2007/7/27ساعت 7  توسط رزا روشن  | 

دو تئوری وجود دارد يکي منفي در کاتگوری مارتين ني مولر (که کشيش بود) اما گويا مترجم فارسي به دليل تشابه اسم به برتولد برشت نسبت داد! تئوری اول: همه را گرفتند، هيچي نگفتي و حلا اگه گرفتنت ديگه کسي نمونده که اعتراض کنه. تئوری دوم: نسل سابق خارج کشوری، بچه های کنفدراسيوني که اول انقلاب که همه تو صف بنزين بودند گروه گروه برگشتند ايران، برای انقلاب! تئوری سوم مال نسل جذام زده منه: احتمالا با همان گروه امداد و پزشکان بدون مرز برميگرديم. حالا شانس بياريم مشعشع نشيم!

لينک های زير از گردش در وب: جان صالحي و اسانلو و... در خطر است! البته بهتر بود بنويسند جان ها در خطرند و يا تا اطلاع ثانوي مردم ايران گروگانند! فيلم رقص پير و جوان در تهران با موزيک تکنو!

در رابطه با مصاحبه های کارشناسي تلويزيوني: از گودو  هاله نورانی

خانم نورانی شما هم خودتان را معرفی کنید:نورانی هستم از نوع هاله...ببخشید من حافظه ام ضعیف است.باید بنام خدا می گفتم..بله هاله هستم.تحصیلکرده کاخ سفید....دوست خانم رایس.

چرا به ایران آمدید؟آمدم تا انقلاب مخملی راه بیندازم...با همکاری جنبش های اشتماعی(!)

چگونه به این کار اقدام کردید؟با خانم ها ماتم صدر و چندنفر دیگر....وارد جنبش زنان شدیم.
از کرده های سیاسی خودتان در این چند ساله بگویید...
بله...مشتاقم اتفاقا!...کودتای نوژه کار من بود.دخترهای ایلامی را من سوزاندم .به مردان برخی نقاط کشور پول می دادم که همسرانشان را بزنند.دختران را از خانه من فرار دادم.اعتیاد زنان.....من مصببش بودم.راستی تا یادم نرفته انقلاب مخملی را هم من راه انداختم.رنگ بنفش را من پیشنهاد دادم.
چقدر پول گرفتید از آمریکا؟
(این قسمت مصاحبه به درخواست مصاحبه شونده حذف شد!)
برخورد بازجویان با شما چطور بود
عالی...حرف نداشت...با خواهرها می رفتیم سونا..آنجا بیشتر بحث ها را می کردیم.خانم رجبه فاطمی..خیلی خانم محترمی بودند.شخصیت ممتازی داشتند.اصلا ناجی ایشان من بودند...خیلی دوستشان دارم.خداوند بهشان عمر با عزت بدهند.
غربی ها می گویند این حجاب به شما تحمیل شده است...
البته آنها حرف مفت زیاد می زنند....البته یک چیزی هم بگویم...اینجا نوشته بگویم خانم رایس خیلی بد است....(مصاحبه قطع می شود...صدا جیغ می اید)
************
خوب دوستان!همانطور که دیدید عوامل انقلاب بنفش در ایران با خواسته خود به اعتراف نشستندو...دیدیید که چقدر فضای مصاحبه دوستانه بود؟
+ نوشته شده در  2007/7/26ساعت 4  توسط رزا روشن  | 

در رابطه با کتاب مارينا نمت، حرف ها زده شد. خواسته ها بيان شد. در سيستم های سلسله مراتبي معمولا با دستور تشکيلاتي پرونده بحث هاي به اصطلاح فرعي بسته مي شوند.تا جايي ديگر، زماني ديگر با نسلي ديگر ادامه يابند. مطلب زير جوابي به آذر درخشان نيست. مطلب او در اساس اتمام حجت است، از اگر ها و مگر ها مي نويسد. شايد سطر های زير با شتاب طنز نوشته ای به حساب بيايد، خلاصه پلميک ميان صفوف به اصطلاح خلقيون ! از گويد و گويند ها!

ميگويد: برنامه های متعددی برای کمک به زندانیان در نوشتن خاطرات و ارتباط پیدا کردن با جنبشهای کانادا اجرا کرده است.

ميگويد: تواب سازی بدون چون و چرا یکی از جنایت های جمهوری اسلامی است. در نتیجه کسانی که زیر شکنجه های جمهوری اسلامی تواب شدند اما امروز می خواهند جنایتهای جمهوری اسلامی را افشا کنند می توانند و باید خاطرات زندان خود را بنویسند.

ميگويند: چه مي گويد؟ کي مي گويد چه بگويد چگونه بگويد؟ امروزه علم مي تواند حتي اثبات کند شکنجه هم به ارگاسم ختم ميشود! مهم فاکتور افشا است!

ميگويند: پروژه آنقدر موفق است که يک زنداني سر موضعي را 6 ماه کنار زنداني تواب  گذاشته! تابوت قيامت جلويش لونگ انداخته!

ميگويد: پروژه ای که شهرزاد مجاب براه انداخته ، پروژه مهمی است که همه نیروهای انقلابی باید از آن حمایت کرده و در آن سهمی داشته باشند. بنابراین بهتر است متحد شویم و به موفقیت آن کمک کنیم.

ميگويند: زور که نيست! نمي خواهيم تبليغ کتابمان را روی سايتش بگذارد!

ميگويد: روی بر تافتن از خدمتی که این کتاب به برنامه های امپریالیسم آمریکا میکند و "پای شهرزاد مجاب را بمیان کشیدن"، مخدوش کردن جبهۀ انقلاب و ضد انقلاب است، و چنین موضعی ضد انقلابی است.

ميگويند: اوکي. ما خواهان حذف هيچکس نيستيم. در کمال دمکراسي تقاضا داريم از تبليغ نوشته ها و کتابهای ما در کنار "کتابي که به برنامه های امپرياليسم آمريکا خدمت ميکند"، دست بردارد!   

ميگويد: مهمترین معیار تمایز جبهۀ انقلاب از جریانات راست و "چپ"، بر خورد به دشمن طبقاتی است.

ميگويد: کمتر استاد دانشگاهی میتوان پیدا کرد که جرات و شهامت او را در دفاع از انقلاب و از مارکسیسم داشته باشد.

ميگويد: کارنامۀ شهرزاد مجاب بسیار روشن است. نوشته هایش و فعالیتهایش، او را بعنوان یک کمونیست و فمینیست مخالف هر نوع سازش با امپریالیسم و ارتجاع شناسانده اند. 

ميگويد: بهتر است بخود آئید و شما هم  دست از این خطا بشوئید و همراه با بقیه آستین بالا زنید که وظایف به تاخیر افتاده انقلابی مان را عملی کنیم.

ميگويند: تواب است اما کنار یکی از "چهره های شناخته شدۀ ضد امپریالیست و ضد ارتجاع" نشسته!

ميگويند: دادن دکترای افتخاری به تئوری "نسبیت گرائی فرهنگی" و "فمینیستهای اسلامی" بد است،" به ارتجاع و امپرياليسم کمک ميکند" !

ميگويند: جمهوری اسلامي بد است. "ارتجاع" است. نگاه کن در حضور سفير "ارتجاع" برای نماينده "اسلام با حقوق زنان و دمکراسي تضادی ندارد" چه دستي ميزند!

ميگويند: قصه سرايي از زندان را کنار اسناد واقعي زندان زنان گذاشته!

ميگويد: اقتضای شغلي اش است!

ميپرسي:

چرا ما کور شدیم، نمی‏دانم. شاید روزی بفهمیم.

می‏خواهی عقیده‏ منو بدونی؟

فکر نمي‏کنم ما کور شديم. فکر می‏کنم کور هستيم.

کور، اما بینا. جايي خواندم کورهایی هستند که می‏تونند ببینند، اما نمی‏بینند.

ميگويد: مواظب باش ميان کور ها ديدن ضد انقلابيه!

ميگويم: آره ما همه کور هستيم. گهگاه بينايي به سراغمان مياد و کورمال کورمال دشمن را ميبينيم، اما خوب، او دشمن طبقاتي نيست، فقط از طبقات استفاده ميکنه!

ميگويد: مواظب باش بينايي ارتجاعي یه، امپرياليستي يه، هم طبقه ما نيست!

ميپرسم: تضاد بينايي و کوری آنتاگونيستيه؟

ميگويند: نه، زيادی هم نترس کمي مائويستيه!
+ نوشته شده در  2007/7/25ساعت 6  توسط رزا روشن  |