تبليغاتX
وبگردی
موضوعات روز
بلاخره امسال روی ج. خلقي چين را کم کرديم:

۱۷۷ اعدامی در یک سال

 بر اساس آمار سازمان عفو بین‌الملل، ۱۷۷ نفر در سال ۲۰۰۶ در ایران اعدام شده‌اند. در سال جاری تاکنون این آمار حدود ۱۵۰ نفر بوده‌است.

از سال ۱۹۹۹ تا کنون حداقل ۲۴ کودک زیر سن قانونی اعدام شده‌اند.سنگسار یک مرد در ایران. ایران از سال 2004 ، 17 بزهکار کودک را اعدام کرده است که این رقم 8 برابر بیشتر از اعدام کودکان در هر کشور دیگری است. فقط ایران ، سودان ،چین و پاکستان به عنوان کشور هایی شناخته شده اند که از سال 2004 مجزمان جوان را اعدام کرده اند. سودان دو فقره از این اعدام ها را در سال 2005 اجرا کرده است در حالی که چین یک مورد مشابه در سال 2004 و پاکستان یک مورد مشابه در سال 2005 داشته اند. بر عکس ایران حداقل سه مورد مشابه در سال 2004، هشت مورد در سال 2005 و چهار مورد در سال 2006 داشته است. رأس ساعت 16 روز 23 ارديبهشت حد شرعي قطع يد آرش در ملاعام در چهارراه جعفرآباد كرمانشاه به اجرا در آمد به جرم دزدی ! روزنامه قدس ضمن تاييداين عمل نوشته است: "در يك سال گذشته اين چندمين بار است كه دادگستري استان كرمانشاه با قاطعيت هرچه تمامتر متجاوزان امنيت عمومي را در ملاعام به سزاي اعمال خود مي رساند زيرا نگرش مديريت دادگستري كل استان كرمانشاه مبني بر ناامن سازي محيط جامعه براي تبهكاران و بالابردن هزينه جرم و جنايت است."
به عبارت ديگر اين چندمين بار است که دادگستري کرمانشاه، حکم به قطع يد داده و آن را اجرا نيز کرده است. بزودی نيز قرار است افرادي با آرايش موی زننده و پانکي گردن زده شوند! گويا راکر ها را هم به جرم راک قراره با راکت بزنند! اما فعلا تعداد بازداشت‌ شدگان کنسرت‌ راک‌ در کرج‌ ‌230‌ نفر ه و صرف نداره!

امام جمعه مشهد هم اعلام کرد: "وقتي يك دختر هرزه با صورتي آرايش كرده و لباسي نافرم وارد جامعه مي‌شود، آتش شهوت در وجود جوان ما شعله‌ور ميشود! "اين هم ديگه فراخوان علني تجاوز به زنان هست. که کيرمان را بلند کردند و کرم از خودشان بود. Amnesty International ) date: 31 July .2007 گزارش جديد امنستي). نتيجه: مرگ مي خواهي برو ايران! 
 
برای بچه های عليه وضع موجود: کليپ>Sleep Now In The Fire

+ نوشته شده در  2007/8/8ساعت 6  توسط رزا روشن  | 

من در لوئیزیانا يك مرد همجنس خواه، در آفریقای جنوبی يك سیاه، در اروپا يك آسیایی‌ کله سیاه، در اسپانيا يك آنارشيست، در اسرائيل يك فلسطيني، در خيابانهاي سن كريستوبال يك سرخپوست مايايي، در آلمان نازي يك يهودي، در دوران پس از جنگ سرد يك كمونيست، در بوسني يك مسلمان، در روزنامه يك گزارشگر كه براي صفحات پشت روزنامه مطلب ستون پركن مي‌نويسد، در زير گذرگاه مترو زني كه ساعت ده شب تنها ايستاده است، دهقاني بدون زمين، كارگري از كار بيكار شده، دانشجويي ناراضي،کارمندی در آستانه اخراج، مخالف سيستمي در اوج اقتصاد بازار آزاد، منتقدي بدون خواننده، نويسنده‌اي بدون كتاب،هنرمندي كه هيچ گالري آثارش را قبول نميکند و زاپاتیستایی در کوهستانهای جنوبشرقی مکزیک هستم . پس مارکوس انسانی است در این جهان، آدمی مثل همه آدمها، مارکوس نام همه اقلیتهای استثمار شده، به حاشیه رانده شده، مطرودين و ستمدیده ای که در برابر وضع موجود دست از مقاومت برنمیدارند، سازش نمیکنند و فریاد برمیدارند كه ديگر بس است!

معاون فرمانده شورشی مارکوس - جنبش رهایی بخش زاپاتیستا

+ نوشته شده در  2007/8/8ساعت 6  توسط رزا روشن  |