تبليغاتX
وبگردی
موضوعات روز
کارزاری ديگر- جياپاس  فيلم ۳۰ دقيقه فعاليت های اخير کارزاری ديگر

http://video.google.de/videoplay?docid=-3896263760080563954

برنامهء «کارزاری ديگر»  شنيدن صدای بيصدايان

فيلم زير ۱.۵ ساعت ازجنبش زاپاتيست ها در مکزيک (فيلم مستند در گوگل )

!A Place Called Chiapas

من از مبارزهء مسلحانه حرف نمی زنم، از بسيج عمومی جهت تغيير می گويم. مارکوس

 

زاپاتيست ها فيلم ۵۰ دقيقه در گوگل

BEWEG DICH - MUEVETE

+ نوشته شده در  2008/2/17ساعت 4  توسط رزا روشن  | 

Climate of Hope


watch this videoclip online

Climate of Hope is a 30 minute documentary created to demystify climate change and nuclear energy. While the threat of climate change is now widely accepted in the community, the potential for nuclear power stations in Australia has raised questions about the best strategy for our country to move to a low-carbon economy. This animated documentary takes viewers on a tour through the science of climate change, the nuclear fuel chain, and the remarkable energy revolution that is under way. Produced in 2007 by Scott Ludlam and Jose Garcia for the Anti-Nuclear Alliance of Western Australia.

فيلم های ديگر سينمای شورشگر

http://www.cinerebelde.org/

”زمین ما“ یک مستند طبیعی کلاسیک است. بقيه را با کليک روی ”زمین ما“ بخوانيم!

زمين سوزان محور توسعه   مقاله ای از وبسايت جنبش عليه جهاني سازی ايران

http://www.iranianantiglobalists.org/

 

+ نوشته شده در  2008/2/13ساعت 2  توسط رزا روشن  | 

تجديد درج گزارش قديمي! لغو مجوز شدن ماهنامه زنان! 

اين گزارش همه جا دوباره درج شد: (جزئيات پرونده تجاوز سه بسيجی به زنی در رشت)

3 مرد و 1 زن و آن شب سياه در سبزه‌زار!   نيلوفر رستمى

کامنت رزا  سه شنبه 27 نوامبر 2007
3مرد و1 زن و آن شب سياه در سبزه‌زار!
اين مقاله در لينک بالا و در تاريخ بالا درج شد. دليل لغو مجوز شد ن ماهنامه زنان !
خبرگزاري فارس: ماهنامه زنان به مدير ‌مسئولي شهلا شركت لغو مجوز شد.
اين ماهنامه به دليل اخلال در حقوق عمومي و تضعيف نهادهاي نظامي و انقلابي از جمله بسيج مستند به اصل 24 قانون اساسي و صدر ماده 6 قانون مطبوعات و مصوبه نشست 298 شوراي عالي امنيت ملي به تاريخ 28/8/79 و تبصره 2 از ماده 5 قانون مطبوعات مبني بر لازم‌الاجرا بودن اين مصوبات به دليل بي‌توجهي به تذكرات كتبي و شفاهي كه پيش از اين مكرراً به مدير مسئول نشريه در باب رعايت قانون مطبوعات و ساير مقررات و دستور‌العمل‌هاي مربوطه داده شده است، بنا به رأي اعضاي هيئت، لغو مجوز شد.
گفت وگو با محبوبه عباسقلي زاده - دوشنبه 15 بهمن  ويژگي هاي تعطيلي ماهنامه زنان از زواياي مختلف!
سوال:حساسيت اصلي روي چه موضوعي بوده است؟
جواب :حساسيت اصلي درواقع خبري بوده در بخش حوادث که زني درگير شده بوده با افرادي که ادعا مي کردند از ‏افراد بسيج بوده اند که روزنامه ايران هم آن را چاپ مي کند.اگر کسي مجله ‏زنان را نخوانده بود فکر مي کردد که اين نشريه نخواسته شئونات گروه هاي مختلف و يا حرمت بسيج حفظ کنند. ‏درحالي که با توجه به آشنايي ام با خانواده خانم شرکت مي دانم برادر ايشان بسيجي است و به اين موضوع بسيار ‏احترام مي گذارد و اين طور نبوده که غرض شخصي بوده باشد.

نتيجه: نوامبر مقاله درج شد. در ژانويه نشريه لغو مجوز شد! مسئله بسته شدن به دليل بستن تريبون های مخالف در انتخابات است و نه گزارش سبزوار. خانم شرکت با برادر بسيجي شان البته اجازه و انحصار درج بيان برخي از کمبودها را در سيستم مخوف دارند. البته وقتي جناح خودی سرکار نباشد مردم اجازه اطلاع داشتن از برخي کثافت کاری های نيروهای نظامي و بسيج را دارند. سنگسار زنان در محوطه اوين دوران خاتمي البته درج نميشود. برای زنان البته سگ زرد برادر شغال است.

محبوبه عباسقلي زاده: سرمقاله هاي خود مدير مسئول (خانم شرکت) نشان مي دهد که خطي مشي مجله زنان اين بود که ديدگاهي ‏فرهنگي درحوزه زنان را دنبال کند. خود همين يک عرصه امن وقابل اطميناني را ايجاد کرده بود براي اينکه ‏زنان بتوانند مطالباتشان را بگويند وخود اين کمک مي کرد که فشار اجتماعي کمتر بشود وخود اين باعث مي شود ‏که فضا به سوي افراطي شدن نرود. ‏

نتيجه: اگر فضا افراطي شود البته اين فمنيست های شکمي مجبورند با داداشي های بسيجيشان تو سوراخ موش قايم شوند.

+ نوشته شده در  2008/2/9ساعت 16  توسط رزا روشن  | 

داغي آش نذری "کمپين يک ميليون امضا" دهان طرفدارانش را سوزاند!

پس از پخت و پز "آش رشته" و استشمام نعنا داغ "آش نذری" و خبر مراسم دعا برای آزادی مریم و جلوه

 وپخش " آجيل مشکل گشا"   توسط "کمپين يک ميليون امضا"در ايران برخي از مدافعان برون مرزی "مشروط" و "غير مشروط"  را به موضع گيری واداشت. اگرچه اظهاراتي در مورد شوری و يا بي نمکي آش نذری بيان شد، اما حاميان"مشروط" و "غير مشروط" کمپين فتوا دادند که کماکان با فمنيست "کشککي" مشکل ندارند و مهم برايشان "رشته" است که توانسته  پيوند "کوچه - کوی- خانه" ، " حقوق بشر- حقوق برده داری– اسلام" ،"فمنيست- آشپزخانه - اندروني "و... را محکم کند!

فمنيست پست مدرن"شکمي"   البته نهايت تشکر را از اليت زنان خارج از کشور (که هنوز و کماکان اميد معجزه از امام زاده کمپين را از دست ندادند) برای موضع گيری "غير شفاف"شان دارد.

در همين رابطه به نظرات شادی امين از گروه حاميان "مشروط" کمپين قبل و بعد از اجرای مراسم آش نذری و دعا توسط کمپيني ها پرداختيم. دليل انتخاب خانم امين غير از سخنراني چند روز پيششان در مجازی پالتاک ايرانيان به دليل غيرشفافيت! موضعشان در صوتي- شنوايي بود (شادی امين تابحال هيچگونه موضع نوشتاری- بينايي در رابطه با کمپين از خود بجا نگذاشتند.) خلاصه نظرات ايشان قبل از مراسم دعا و آش نذری کمپين اين است که اگرچه نخود و لوبيا باد ميآورد اما حتما ويتامين هايي هم دارد و اگرچه آش به من نمي سازد، اما شکم را سير ميکند!  

در زير تفسير وبگردی از مصاحبه: فايل صوتي در اي ميل زنان در گوگل موجود است. اين فايل 3مگا بايت ميباشد که در صورت نياز برای دريافت با ای ميل بلاگ تماس بگيريد.

شادی امین یکی از فعالین زنان در خارج کشور است. خانم امين در سمینار زندانیان سیاسی شهر کلن  در 26 آگوست2007 در مصاحبه ای رادیویی، با بیانی دو پهلو نسبت به خانوم های یک میلیون امضا اظهار ارادت کردند. شادی امين: "حرکتی که دوستان در ایران دارند می کنند حداقل حسنی که داره این است که می روند با زنان مختلف راجع به حقوق شان صحبت می کنند و اینها را حساس می کنند نسبت به موقعیت اجتماعی شان و بی حقوقی شان . این مسئله بسیار مثبتی است و باید از آن دفاع شود...."

تفسير وبگردی از سخنراني شادی امين در مجازی:

۷ فوریه 2008ساعت 20 به وقت اروپای مرکزی -  پروین ثقفی و شادی امین "دربارۀ کمپین یک میلیون امضافايلهای صوتي اين جلسه در اي ميل زنان در گوگل موجود است. همچنين فايل های صوتي جلسه 7 فوريه 2008 بزودی در وبسايت زير قرار مي گيرد.

http://www.etehadesocialistha.com/

شادی امين اخیرا لحن بسیار تند و انتقادی به کمپين 1 ميليون امضا پیدا کرده تا جایی که حاضرنشده است با  دوستان و یاران همیشگی اش در حمایت از کمپین یک میلیون امضا همکاری کند. ( اخيرا به ابتکار برخی زنان مانند شهلا شفیق، فریبا داوودی مهاجر و زنان ديگری از تشکلات زنان ایرانی در کلن، فرانکفورت و هانور و برلن  "شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران"  برای حمایت و همبستگی با کمیپن یک میلیون امضا و ساير کمپين ها در ایران شکل گرفته است.) شادی امین بلاخره پس از سالها نشستن ميان 2 صندلي ضمن انتقاد به شبکه بين المللي زنان، کمپین یک میلیون امضا را نیز نقد کرد، البته معلوم نيست آش کمپيني ها شور بود يا کپي اسم "شبکه سراسری همکاری زنان ايراني"   از طرف "شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران" دوستي ها را کدر کرد. چراکه بخش بزرگي از زمان بحث در مورد کمپين 1 ميليون امضا صرف تفسير بيانيه سايت اينترنتي جديد "شبکه بین المللی همبستگی با مبارزات زنان ایران"  شد.    

البته نقد کمپین یک میلیون امضا پس از برگزاری مراسم دعا و آش نذری و پخش آجیل مشکل گشا، نیاز به هوش و تیزبیني سیاسی ندارد و خوشبختانه قبل از اجرای" مراسم دعا و نذر و نياز کمپين"  بموقع هم در ايران و هم در خارج نقد شفاف اين حرکت منتشر شد. اگرچه باید خوشبین بود و باور داشت که در مورد "شادی امين" ها و بقيه حاميان "مشروط" کمپين ميليون امضا ماهی را هر موقع از آب بگیری تازه است. نمی دانم آيا ميشه این ضرب المثل را برای ماهی گندیده یک میلیون امضا هم بکار برد یا نه؟

در زير نقد های کمپين 1 ميليون امضا: نقدي بر كمپين تغيير قوانين زن ستيز / امين قضايي دو شنبه27 آذر 1385

نشريه خاك: بورژوازي ميخواهد از طريق روشهاي معمول فمينيسمليبرال، جنبش زنان ايران را در اختيار گرفته و آن را به سمت منافع خود منحرف كند. به همين خاطر خواستههاي حداقلي و بي ازرش خود را مطرح ساخته، اما حتا ابزار لازم براي اين لقمهگيري از حاكميت اسلامي را هم نمييابد. چرا كه اصلا قوانين بر مبناي قرارداد اجتماعي و حداكثر رضايت شهروندان حاصل نشده كه بخواهد با يك ميليون امضا از ايشان، اندكي در خويشتن تجديد نظر نمايد. خلاصهي توجيهات فعالين كمپين آن است كه چون قوانين زن ستيز جزو اصول دين نيست پس تغيير و حذف آنها اصول و فلسفه وجودي قوانين را به خطر نمياندازد. فعالين كمپين با اين طرح، گفتمان خود را از فمينيسم ليبراليستي وارد يك مسئله فقهي ميكنند. ميخواستند از جنبش خياباني فراتر بروند از مسجد و حوزه علميه سر در آوردند!

برای خواندن کل مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد.

”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض آميز: توجیه قوانین نابرابر یا تغییر قوانین نابرابر – آذر درخشان – 3 مارس 2007

تغییرها ونابرابری ها -در حاشیه کمپین - لیلا دانش - آپریل 2007

کمپین یک میلیون امضا: احتضار در بستر تناقضات- نشریه آرمان نو - شماره 5

خواندني: تقدیم به خانم نوشین احمدی همراه با تبریکات برای آغاز مکتب جدید فمینیستی اش

یک میلیون کاسه آش: فصل دیگری از مبارزات فمینیستی - مهستی شاهرخی

مبارزات کشککی - مهستی شاهرخی

فمینیست پست مدرن یا شکمی!!! - رزا روشن

زنان کمپین یک میلیون امضا: بزودی سفره حضرت رقیه و زینب را برگزار خواهیم کرد! - رزا

آش و ادیان - ناهید رکسان

سنت یا خرافه - مهشید پگاهی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/2/9ساعت 15  توسط رزا روشن  | 

The choice is ours! The choice is yours!

وبلاگ کارزار زنان

کليپ من از کارزار زنان

کليپ سرود کارزار

فيلم تظاهرات زنان عليه حجاب اجباری - ۱۳۵۷ - ۸ مارس

تظاهرات 13 آذر، جرقه های امید     از  سايت ۸ مارس(ايراني افغانستاني)

آهنگ دانشگاه پادگان نیست کاری از بچه های خلاف جریان در اعتراض به دستگیری های اخیر دانشگاه های ایران

download

نشریه ی خلاف جریان

+ نوشته شده در  2008/2/4ساعت 14  توسط رزا روشن  | 

 

زنگوله اکابر فمنيستي زده شد!

 

تاکتيک مبارزاتي امسال "کمپين۱ ميليون امضا "تا ۸ مارس (روز جهاني زن): هر شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی."

 

محبوبه عباسقلي زاده جشن 22 خرداد است. گوشه و کنار سالن پذیرایی سینی هایی گذاشته اند پر از کیسه های پلاستیکی کوچکی که داخلش یک جزوه کوچک کمپین و یک مشت آجیل مشکل گشاست. – ۱۳۸۶/۴/۲۹

و اما آجیل مشکل گشا ! آنهم توسط فمنیست هایی که میانه چندانی با سنت های " سفره"ای ندارند، نوعی ابتکار پست مدرن است.این را منصوره که مجری برنامه است با خنده اعلام می کند : "این بسته های مشکل گشا که به سبک پست مدرن تهیه شده هدیه هایی است که بچه ها برای امروز آماده کرده اند". منصوره می خواهد که ما – به رسم عادت سفره ها- چند تایی از اینها دریافت کرده ودربین دوستان و آشنایان پخش کنیم.

یک میلیون کاسه آش: فصل دیگری از مبارزات فمینیستی/ مهستی شاهرخی

 

فراموش نکنیم که آش خوری سنتی متبرک و پسندیده است و از یاد نبریم که پتانسیل همه ی مراسم شاد و شادخواری و شیرینی خوری با فعل "خوردن" در آمیخته است. مراسم افطاری و نذری و چلوکباب با صد تومن برای شرکت در همایش های نماز جمعه در سالهای اولیه انقلاب اسلامی نیز از بازتاب و ادامه ی این سنتهای شاد و فرخنده و زنانه و مادرانه پیشنیان بوده است. مراسم حلوا خوری و دهن را شیرین کردن و برای رژیم زن کش حلوا حلوا کنان نیز نشانی از شادکامی و شیرینی روح همین سنتهای زنانه است که ما آنها را به شدت پاس می داریم.
زنده باد آش
درود بر یک کشک
برقرار باد جنبش میلیون کاسه ی آش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تقدیم به خانم نوشین احمدی همراه با تبریکات برای آغاز مکتب جدید فمینیستی اش
کل مطلب در اينجا!
 
 

زنان کمپین یک میلیون امضا: بزودی سفره حضرت رقیه و زینب را برگزار خواهیم کرد! / رزا

لطفا روی ادامه مطلب کليک کنيد!

 

خواندني۱: ”يك ميليون امضاء“ براي تغيير قوانين تبعيض آميز: توجیه قوانین نابرابر یا تغییر قوانین نابرابر

 

خواندني۲ : دو مقاله از آذر درخشان در نقد نوشین احمدی خراسانی- با تشکر از چشمان زنان

رفراندم: تحول در استراتژی یا به نرخ روز کردن استراتژی؟

از دوم خرداد تا رفراندم، از تلطیف قوانین ضد زن تا تغییر قوانین ضد زن

خواندني۳ : افکار عمومي چقندره، هلندی هاهم فارسي بلد شدند! 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/2/4ساعت 1  توسط رزا روشن  | 

کليپ امنستي

 

http://www.dailymotion.com/video/x48ipf_publicidadbuena_ads

 

 

کمپین حمایت از آناهیتا حسینی

 

 

کمپين آزادی نادر احسنی و تمامی رفقای دربند

 
 
سهراب کریمی از ،حبس انفرادی خود طی پنجاه روز گذشته خبر داد و اضافه کرد که باز جویانش در ابتدا رفتار های نامناسبی با وی داشته اند اما اخیرا شخصی که وی را باز جویی می کند رفتار مناسبی با وی دارد و به زبان کردی هم صحبت می کند!
 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر:حبیب الله لطیفی دانشجوی دانشگاه آزاد ایلام، که بیش از ۷۰ روز است در بازداشت به سر می برد، تحت شدیدترین شکنجه ها قرار دارد و جان وی در خطر می باشد.  وی به مدت ۲ روز به صورت وارونه از سقف آویزان شده و بارها طی بازجویی بر اثر فشارهای وارده بیهوش شده است.

ملاولی، عربیان و ده ده جانی از بازجویان این دانشجو می باشند.  پس از وقایع اخیر و کشته شدن یک دانشجوی دانشگاه پیام نور سنندج و اعتراضات مردم، نماینده سنندج در مجلس خواستار جلسه ای فوری و ملاقات با وزیر اطلاعات شده است
علی کانطوری یکی دیگر از بازداشتیهاست که در قزوین دستگیر شده.فراموشش نکنید.

کمیته تلاش برای رهایی دانشجویان در بند  طبق این خبر آقای مهدی اللهیاری، از دانشجویان در بند بازداشت شده هنگام بازجویی مورد ضرب و شتم وحشیانه تیم بازجویی خود قرار گرفته،  بطوری که آثار آن در ملاقاتی که با خانواده اش داشته مشهود بوده است.  همچنین برخی از زندانیان آزاد شده اطلاع می دهند که صدای ضرب و شتم و فریادهای اعتراض این جوان را حتا در سلول های خود که فاصله ی نسبتاً زیادی از اتاق بازجویی وی داشته است، شنیده اند.

هادی حمیدی شفیق دانشجوی 23 ساله دانشگاه آزاد ارومیه که در 20 آذرماه 1385 از سوی نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شده بود، هم اکنون در زندان مرکزی ارومیه نگهداری می شود.به گفته ی تعدادی از زندانیان سیاسی كه از زندان ارومیه آزاد شده اند٬ دو انگشت هادی حميدی در اثر شکنجه هنگام بازجويی ها شكسته است كه به دلیل عدم دسترسی به امکانات پزشکی هنوز بهبود نيافته است.

چهار دانشجوي دانشگاه شيراز که چندي قبل به کميته انضباطي احضار شده بودند با حضور در اين کميته، اتهامات خود را دريافت کردند.
محمد مهدي احمدي، عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز و علوم پزشكي، در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اتهامات ناهيد افراسيابي، مدير مسوول نشريه رهگذر را فيلم‌برداري با دوربين هندي‌کم از تجمع غيرقانوني، تحريک و هدايت دانشجويان در تجمع ‌١٤ و ‌١٨ آذرماه و ايجاد اغتشاش برخلاف تعهد کتبي، اظهاراتي مبني بر حضور در تجمع غيرقانوني با اعتقاد و ايمان قلبي و عدم هراس و پذيرش هرگونه برخورد، همکاري و هماهنگي در خصوص آمدن پدر" روزبه صف شکن " در تجمع غيرقانوني دانشجويي، حضور بر روي سن توام با تحريک احساسات دانشجويان بدون هماهنگي با مسوولان در جشنواره نشريات دانشجويي، انتشار شماره ‌٤ نشريه رهگذر به صورت سياه، درج مطالب کذب و ايجاد فضاي تهديد و ارعاب در راستاي تشويش اذهان عمومي، تهيه پلاکارد، دست‌نوشته و پوستر تحريک‌کننده و . . . خواند.
وي در رابطه با اتهام حمدالله مدعي شد: مدير مسوول نشريه متن به تحريک دانشجويان در تجمع غير قانوني ‌١٤ و ‌١٨ آذرماه با نشر اکاذيب و تهديد مسوولان دانشگاه و ايجاد بلوا و اغتشاش علي رغم تهدات کتبي ، ادعاي دروغ مبني بر ضرب وشتم و قرار دادن اسلحه بر روي شقيقه يكي از دانشجويان، ادعاي دروغين ديگر در روز يکشنبه ‌١٨ آذرماه با حضور در تجمع غيرقانوني دانشجويان مبني بر اينکه قاضي مرتضوي طي تماس با دادگاه انقلاب شيراز عنوان نموده که به يكي از دانشجويان بازداشت‌شده نه اجازه ملاقات با احدي داده شود نه تفهيم اتهام گردد و نه آزاد شود، علي رغم اطلاع رساني مسوولين دانشگاه در خصوص تبعات نشر اين خبر کذب، به تهديد به عدم اجازه تردد اتوبوس‌هاي دانشگاه و حضور دانشجويان به سر کلاس و . . . متهم شده است.
احمدي ادامه داد: اتهامات سحر يزداني پور، مدير مسوول نشريه قاصدک نيز تحريک احساسات دانشجويان در جشنواره نشريات دانشجويي، هماهنگي در خصوص آمدن پدر" روزبه صف شکن" در تجمع غيرقانوني دانشجويي ، تحريک وهدايت دانشجويان در تجمع ‌١٤ و ‌١٨ آذرماه اعلام شده است.همچنين اتهام اسماعيل جليل‌وند مدير مسوول نشريه عصيان چهارمين دانشجوي احضار شده هنوز به وي اعلام نشده است.  

باز گشته از 209 ِاوین

مي پرسید:

"چگونه اند فرزندانتان

باز گشته

از 209 ِاوین؟"

چه بگوییم؟

خودتان نگاهی بیاندازید:

به جای خالی دندان کیوان

به زانوی راست ایلناز

به رعشه های مداوم ِ نسیم

به ضرب گرفتن های روزبه بر زانو

به بغض کردنهای هرازگاهی ِ انوشه

به پلک بر هم زدن های پی در پی محسن

و فردا

به پیشانی مهدی

و یا

به ساعد بهروز.

نه! سر بر نگردانید.

بازهم نگاه کنید.

.............

هنوز

جرئت می کنید

آیا

که بپرسید:

چگونه اند

فرزندانمان

بازگشته

از

209 ِ اوین؟

+ نوشته شده در  2008/2/2ساعت 6  توسط رزا روشن  | 

چرا رژیم جمهوری اسلامی ادعا میکند که قصد دارد اعدام در ملاء عام را متوقف کند؟
یک عقب نشینی تاکتیکی در واکنش به موج اعتراضات داخلی و بین المللی

سایت انتگراسیون، حنیف حیدرنژاد

این ادعای رژیم جمهوری اسلامی تنها یک عقب نشینی تاکتیکی در واکنش به موج اعتراضات داخلی و بین المللی میباشد. انتشار گسترده فیلم و عکس های مربوط به اعدام در سراسر جهان بهترین سند برای سازمانهای بین المللی میباشد که جمهوری اسلامی حاکم بر ایران به هیچ وجه نمیتواند آنرا انکار کند.  به همین دلیل است که رژیم انتشار عکس و تصاویر مربوط به اعدام را ممنوع کرده است. همان رژیمی که در ایران با بلند گو مردم را به تماشای دست بریدن، شلاق زدن و اعدام و سنگسار فرا میخواند، همان رژیمی که خود فیلم اعدام ها را در تلویزیونش نشان میدهد، حالا مخالف انتشار این تصاویر شده است!
مخالفت رژیم با خود اعدام نبوده و نیست و در آینده نیز تا آنجا که بتواند و از دستش بر آید هرچه وحشیانه تر سرکوب مردم ایران و اعدام جوانان را ادامه خواهد داد. آنچه رژیم با آن مخالف است، این است که اسناد جنایتهایش و مدارک نقض حقوق بشر در ایران به دست طرف حساب های بین المللی رسانده شود.

در جای دیگری از متن خبر آمده است: "اجرای احکام اعدام به صورت علنی فقط با موافقت رئیس قوه قضائیه و بنا به ضرورت های اجتماعی امکانپذیر است." به این ترتیب رژیم از همان اول روشن میکند که هر وقت لازم باشد و " ضرورت اجتماعی" ایجاب کند، یعنی برای ایجاد ترس و رعب و وحشت اجتماعی، چوبه های اعدام در مراکز شهر ها برقرار خواهد ماند. سوال این است: کدام ضرورت اجتماعی؟ تنها ضرورتی که تا کنون رژیم با در نظر داشتن آن چوبه های اعدام را بر پا کرده است، همانا "ضرورت حفظ نظام" بوده است. ماشین اعدام و شلاق و شکنجه و زندان همیشه ابزاری برای سرکوب اجتماعی بوده است.
 از طرف دیگر رژیم تلاش میکند تا در آستانه نمایش انتخابات مجلس خود، در حالی که در خفا و در سیاهچالهایش به کشتن جوانان در زندانها، اینبار تحت نام خودکشی، ادامه میدهد، با انتشار چنین اخباری چهره ملایم تر!! از خود نشان دهد.
مضحکتر از هر چیز دیگر اشک تمساح ریختن سخنگوی قوه قضائیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی میباشد که میگوید: این مجازات "نباید به نحوی اجرا و اطلاع رسانی شود که جامعه، به ویژه جوانان و نوجوانان را دچار تنش روانی سازد." باید پرسید از کی این رژیم دلسوز مردم و کودکان و جوانان ایرانی شده و از چه زمانی توانسته به این کشف بزرگ نائل شود که اعدام در ملاء عام چنین آثار سوئی دارد! 

با اعدام، بویژه اعدام در ملاء عام سعی این رژیم کشتن نه فقط یک انسان، بلکه کشتن انسانیت در قلب و ضمیر و روح چند نسل بوده است. به نحوی که آثار آن تا سالهای سال و تا چند نسل بعد نیز باقی بماند. این چنین رژیمی با چنین ماهیتی، ضد بشر و ضد انسانیت بوده و هست

بعد از سی سال باید گفت عقب نشینی های تاکتیکی این رژیم هیچ ارزشی نداشته و تغییری در ماهیت آن محسوب نمیشود. البته همین مقدار عقب نشینی تاکتیکی- تبلیغی رژیم نشان ضعف او بوده و پیامش این است که با فشار بیشتر، میتوان بر این رژیم ضربه وارد کرد. پیام به جامعه جهانی برای فشار بیشتر به رژیم این است: به رژیم حاکم بر ایران بیشتر فشار آورید که حکم اعدام در ایران باید بطور کامل برطرف شود.

اگر چه فشار های بین المللی بر روی رژیم جمهوری اسلامی لازم است، اما سه دهه تجربه تلخ مردم ایران در زیر حاکمیت سیاه این رژیم نشان میدهد که لغو حکم اعدام و دیگر مجازات های تحقیر آمیز و غیر انسانی فقط با به کنار گذاشته شدن تمامیت این رژیم میسر خواهد بود.

 آدرس اصلي گرافيتي

آنها با شما در خیابان ها خودارضایی می کنند.  امین قضایی

بقيه مقالات امين   اغوا ژان بودريار  ترجمه امين قضايی

امين قضايي هم اکنون در زندان است و احتمالا شديدترين فشارها و شکنجه هاي روحي و جسمي را تحمل ميکند. شايد خوانش آثارش و شناخت انديشه وي و آلوده ساختن ديگري به چنين نگاه و عملي تنها کاري باشد که بتوان کرد و با آن از بره بودن خود انتقام گرفت.

این بار در ساری: مردی در آستانه سنگسار  

پيش بينى مجازات مرگ براى پسر جوانى که براى چهارمين بار شرب خمر کرده بود ...
اعتماد:کسانى که شرب خمر براى بار سوم داشته باشند، براى آنها مجازات قانونى کشتن در نظر گرفته مى شود.

 

ايسنا:يك زن نيجريه‌اى و يك مرد پاكستانى به اتهام قاچاق مواد مخدر در عربستان گردن زده شدند.

 

زامل باوی در زندان اهواز اعدام شد زامل باوی یکی از محبوبترین و معروفترین فعال حقوق بشری مردم عرب اهواز بود.

درخواست نجات 2 جوان همجنسگرا از اعدام

دو تن از زندانيان سياسي آقايان بابک دادبخش و بهروز جاويد تهراني از طريق دوختن لب خود اعتصاب غذا کرده اند همچنين آقاي دکتر مصطفي علوي و مهرداد لهراسبي نيز در اعتصاب غذا بسر مي برند

 

+ نوشته شده در  2008/2/1ساعت 1  توسط رزا روشن  | 

فیلم اختصاصی وبلاگ اوین 209 از درگیری روز 7 بهمن در کوی دانشگاه تهران وبلاگ اوین 209 : تنها فیلم منتشر شده از درگیری دانشجویان با پلیس ضد شورش در کوی دانشگاه تهران بصورت اختصاصی از این پایگاه خبری به سراسر دنیا مخابره شده است . این تصاویر نمایش گر هجوم نیروهای ویژه پلیس به دانشجویان معترض کوی دانشگاه تهران است . پایگاه خبری اوین 209 با نگرش آزادی خواهانه به پخش اخبار و اطلاعات مربوط به جامعه ایران می پردازد . این وبلاگ به هیچ حزب ، دسته یا گروه سیاسی وابسته نیست .این فیلم روز یکشنبه 7 بهمن 1386 از کوی دانشگاه تهران تهیه شده است .

برای مشاهده ویدئو روی اینجا کلیک کنید .

http://www.youtube.com/watch?v=l7ByQIJhQ6A

تذکر : وبلاگ 209 خواهشمند است برای استفاده از این فیلم از قانون کپی رایت پیروی کنید

همان فيلم از درگیری 7 بهمن در کوی دانشگاه

از کامنت ها: سه روز است امیرآباد باز ناآرام است. دو بار درگیری های این خیابان را تجربه کرده ام. برای بچه ها دعا کنید. اعتراض های کوی معمولا از غذا شروع می شود و به "مرگ بر دیکتاتور" می رسد. همیشه کثیری لباس شخصی هم مترصد درگیری اند. موبایل ها را قطع می کنند مبادا کسی به کمک بچه ها بیاید. آن وقت ها همیشه به ارتباط با ببگانگان متهمان می کردند. شما را به هر چه معتقدید بچه ها را دعا کنید و خبرهاشان را منعکس کنید.

علی سالم٬ پس از دو ماه مقاومت با وثیقه ای ۸۰ میلیون تومانی٬ روز گذشته از زندان اوین آزاد شد.

کیوان امیری الیاسی٬ روز سه شنبه٬ نهم بهمن ماه٬ با وثیقه ی ۵۰ میلیونی از زندان اوین آزاد شد.

سلمان یزدان پناه دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران شب گذشته حین خروج از کوی دستگیرشد دستگیری وی مرتبط با تجمعات اخیر کوی بوده است.

بنا بر اخبار موثق رفیق بیژن صباغ تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار دارد.رفیق بیژن از فعالین سیاسی و اجتماعی چپ دانشگاه مازندران است که هم اکنون از طرف یک تیم بازجویی که از اطلاعات ساری به اوین فرستاده شده است مورد بازجویی و سخت ترین شکنجه ها قرار دارد

+ نوشته شده در  2008/1/29ساعت 21  توسط رزا روشن  | 

این جنبش آخرین نفر ندارد

ترانه "بخون" از حسام فرياد

رفیق انوشه آزادبر آزاد شد. روزبه صف شکن آزاد شد. امیرحسن مهرزاد آزاد شد. محسن غمین آزاد شد.فرشید فرهادی آهنگران آزاد شد. میلاد عمرانی دانشجوی دانشگاه شهید رجایی که در جریان بازداشت گسترده ی دانشجویان چپ و آزادی خواه در آذرماه بازداشت شده بود با قرار وثیقه ی ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.

من امیر حسن مهرزاد هستم نه امیر حسین و قرار وثیقه ی من هشتاد میلیون تومان است نه اعداد دیگری که در سایتهای مختلف اعلام شده. هوا بس ناجوان مردانه سرد است!

نسیم سلطان بیگی٬ امروز از زندان آزاد شد.

ایلناز جمشیدی٬ در دومین روز از ماه بهمن از زندان آزاد شد.

 51 روز گذشت. ایلناز آزاد شد. اکنون روبروی من نشسته. آخرین تلاشمان را می کنیم که خوشحال باشیم. اما گاهی گریه می کنیم. گاهی می خندیم. نگهبان همدیگر شدیم که یکی نرود جای خلوتی گیر بیاورد و گریه کند. ما خانواده ی پرجمعیتی هستیم. از هر چه حرف می زنیم در آخر به این موضوع ختم می شود: ایلناز . او بی تاب است. در جمع راحت نیست. اگر تنها هم باشد فوری به گریه می افتد. نمی دانم چه خواهد شد. آیا من به عنوان مادر خانواده چقدر تاب خواهم آورد تا بتوانم هر کدام را به شکلی وادار به صبر و مقاومت در مقابل حوادث روزگار و فراز و نشیب های زندگی کنم. گفتنش راحت است اما وقتی در مقابل موضوع قرار می گیری دل شیر می خواهد که بار غم کشد...
عزیزان خواننده من نسرین عبداللهی موسوی مادر ایلناز جمشیدی از تمام عزیزانی که در هر مکان و جایی که ما را یاری، همراهی و همدلی کردند و با حسن نیت تسلی دهنده ی ما در زمان مشکلات مان بودند صمیمانه سپاسگذارم و امیدوارم و آرزو می کنم هر چه سریعتر روزی بیاید که اوین و اوین ها در سراسر دنیا مکانی برای کسب علم و دانش و جایگاهی برای صلح و دوستی باشد.

ادامه تجمع اعتراض آمیز دانشجویان ساکن کوی دانشگاه تهران در روز شنبه

گزارش تلفنی یکی از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از کوی دانشگاه تهران:Monday, 28 January 2008

"مامورین یگانه ویژه به خوابگاه دانشجویان برای بار دوم حمله کردند. در ساعت اولیه صبح و تا نیمروز دیروزمامورین انتظامی و لباس شخصی ها همانطور که در گزارش قبلی گفتم در اطراف کوی دانشگاه و امیراباد شمالی حضور داشتند وتیمی از گروه ضربت که در عملیات ازال اوباش از ان استفاده می شد را در مسجد نبوت مخفی کرده بودنند در ساعت شش بعداز ظهر بیش از یکهزار نفر دانشجو در خیابان امیراباد شمالی تجمع می کنند دست به اعتراض و شعار دادن میکنند در این هنگام نیروهای ضربت وارد شده ولی دانشجویان مقاومت کرده و حتی درهای دانشگاه را میکنند وبعد با هوشیاری و دادن شعارهای خود به خوابگاه خود میروند. در ساعت دوازده شب خفاشان شب پرست و سایه سرکوب بر خوابگاه زمانی که دانشجویان در خواب بودن حمله میکنند و تعدادی از دانشجویان را دستگیر کرده و مورد حمله خود قرار میدهند. تعداد دیگری از دانشجویان  از خوابگاه فرار کرده و در خیابانهای اطراف پراکنده میشوند. این در حالی است که بخاطر برف و سرمای شدید فردا مدارس تهران و کلیه پروازها را تعطیل نمودن و عزیزان ما این آینده سازان ما در سرما یا در زندان و بازداشتگاههای حکومت اسیر شدند یا در خیابانهای سرد تهران زیر برف آواره شده اند."

خبرنامه آزادی و برابری

١٦ فوریه روز اعتراض سراسری به جمهوری اسلامی برای آزادی همه دانشجویان زندانی

درحالی که بیش از ٤٠ نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در زندان ها بسر میبردند، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ایران  ١٠ تن دیگر از یاران ما را در تهران در حالی که جمع شده بودند  تا درباره اقدامات بعدی برای آزادی رفقایشان بحث کنند، دستگیر و روانه زندان اوین کرد. درمشهد، سنندج، مریوان و قزوین و اصفهان به خانه های دانشجویان حمله کرده اند و تعداد دیگری را ربوده اند و روانه زندان کرده اند.  

حکومت اسلامی یاران ما را در حالی که بشدت شکنجه شده اند، به دیگر زندانیان نشان میدهد تا آنها را بترساند. پیمان پیران در حالی که پا و کتف راستش را شکسته اند، بهروز کریمی زاده در حالی که بر بدنش جای زخم های عمیق دیده میشده است را بخصوص بارها به نمایش گذاشته اند. نیروهای امنیتی یاران ما را زیر شدیدترین شکنجه ها قرار داده اند تا اتهامات واهی را که به آن ها نسبت میدهند را قبول کنند و در شوهای تلویزیونی کثیف سازمان داده شده از طرف خودشان شرکت کنند. کسانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری و انسانیت ندارند را میخواهند وادار به قبول اتهامات پوچ رابطه با احزاب اپوزسیون بکنند.

به گفته خانواده بهروز کریمی زاده، دانشجوی سابق دانشگاه تهران که در روز 12 آذرماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، دست راست وی از مچ تا آرنج دچار بریدگی های عمیق بوده است.

 طبق این خبر آقای مهدی اللهیاری، از دانشجویان در بند بازداشت شده هنگام بازجویی مورد ضرب و شتم وحشیانه تیم بازجویی خود قرار گرفته،  بطوری که آثار آن در ملاقاتی که با خانواده اش داشته مشهود بوده است.  همچنین برخی از زندانیان آزاد شده اطلاع می دهند که صدای ضرب و شتم و فریادهای اعتراض این جوان را حتا در سلول های خود که فاصله ی نسبتاً زیادی از اتاق بازجویی وی داشته است، شنیده اند.

مصاحبه ی پدر مهدی الهیاری Tuesday, 29 January 2008   از خبرنامه آزادی برابری

 شکنجه شدید دانشجویان آزادی خواه و برابر طلب ما برای گرفتن اعتراف

طبق اخبار ی که به دست ما رسیده است٠ رفقای زندانی بشدت زیر فشار بوده و هستند، شکنجه های جسمی شدید برای گرفتن به اصطلاح اعتراف از دانشجویان زندانی بشدت در جریان است٠ مامورین زندان، بازجو ها در  تلاشند که تحت فشار رفقای زندانی را به قبول هر آنچه که خودشان میخواهند وادار کنند٠ پیمان پیران بشدت وضع جسمی بدی دارد، پایش را شکسته اند، سعید حبیبی هنوز در تک سلولی و زیر شدید ترین شکنجه ها است، بهروز کریمی زاده زخم های متعددی بر بدن دارد٠ وضع جسمی بسیاری از زندانیان چنان وخیم است که بارها به بیمارستان منتقل شده ا ند٠ رفقای جدیدی که باز داشت شده اند، امین قضایی ، سروش دشتستانی، بیژن صباغ و دیگران زیر شکنجه و فشار رژیم هستند٠ 

همه این ها در حالی است که روزانه ماموران امنیتی حکومت در تماس با خانواده های یاران زندانی، آن ها را تهدید میکنند٠ مستقیما با کمیته پی جویی تماس گرفته شده است و اخطار داده اند که اگر انعکاس اخبار را متوفق نکنند، سراغ آن ها هم میایند!

همه این ها به ما فقط ترس رژیم را نشان میدهد٠ دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب چیزی جز خواست مردم را اعلام نکرده اند٠ این پرچمی بود که ما به همراه همه یاران زندانی برافراشتیم، هیچ فشاری چه در داخل زندان و چه بیرون آن، دیگر جلوی ما را نخواهد گرفت٠ تظاهرات دیروز در کوی داانشگاه تنها یک نمونه از آن است٠ حکومت تلاش دارد تا با سرکوب شدید ما جا را برای بازی یاران خود در دانشگاه باز نگه دارد٠ کور خوانده اند! یارانشان قبلا برای ما و همه دانشجویان امتحان پس داده اند! 

Thursday, 24 January 2008

 

 دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه فردوسی مشهد"فرزاد حسن زاده" و "محمد زراعتی" امروز بعد از ظهر٬ ۴ بهمن ماه٬ دستگیر شدند.خبر های جدید از دوستانمان فرزاد و محمد حاکی از بازجویی و شکنجه در اداره اطلاعات مشهد است. در صورت عدم آزادی آنان تا فردا شب به احتمال زیاد به اوین منتقل می گردند.

پیش از این نیز کمیته ی انظباطی دانشگاه فردوسی برای تینا حسینی از فعالین دانشجویی این دانشگاه حکم یک ترم محرومیت از تحصیل صادر کرده بود و ابوالفضل بهروزی را نیز به این کمیته احضار کرده بود.

سه شنبه دوم بهمن    سروش دشتستانی،امین قضائی،بیژن صباغ، آناهیتا حسینی( دانشجوی دانشگاه تهران)،مرتضی خدمتلو، محمد پورعبدالله( مهندسی شیمی دانشگاه تهران)، ،بیتا صمیمی زاد، بهزاد باقری،سروش ثابت( علوم کامپیوتر دانشگاه شریف) ،مرتضی اصلاحچی( دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه)، 10 دانشجویی هستند که دو شنبه شب گذشته از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.خبر تکمیلی:برخی منابع نزدیک به دانشجویان، افراد دیگری را نیز جزء بازداشت شدگان اعلام نموده اند : ساناز اللهیاری( خواهر مهدی اللهیاری)، امین قضایی، سروش دشتسانی ز فعالان دانشجویی دانشگاه های تهران، شب گذشته بازداشت شده اند. با این حال به نظر می رسد، شمار دانشجویان بازداشت شده بیش از 9 نفر باشد.کاوه عباسیان بهزاد باقری

بنا بر گزارشات رسیده به"آوای دانشگاه" ۷ تن از دانشجویان طی روزهای گذشته در شمال کشور بازداشت شده اند. این دانشجویان که در دانشگاه های آمل و آزاد اسلامی تحصیل می کرده اند در حال حاضر در بازداشت به سر می برند و از محل بازداشت آنان خبری در دست نیست. اسامی دانشجویان:

مرتضی باقری - پیمان برارنیا - ارشیا هاشمی - یاسر مندی - ایلناز آذری - زهره سالاری - احمد مرادی

روز جمعه برای اولین بار اعتراضات دانشجویی در کوی دانشگاه به خیابان‌ها کشیده شد.

از کامنت ها: اگر توجه کنید، گزارش نشریه نوروز حاکی از آنست که ‹‹…با اینکه در این تجمع هیچ شعار سیاسی داده نمی‌شد و دانشجویان صرفا سعی در مطرح کردن مشکلات خود با مسئولین دانشگاه داشتند، اما نیروهای انتظامی با اقدامی تحریک‌آمیز با حضور بیش از ۵۰ موتور سوار با لباس‌ها و ماسک‌های سیاه که زمانی برای بازداشت اراذل و اوباش به کار گرفته می‌شدند و گرفتن آرایش رزمی، در صدد مقابله با دانشجویان بودند…›› بعد از خواندن “بیش از ۵۰ موتورسوار با لباسها وماسکهای سیاه…” آدم یاد فیلمهای گانگستری هالیوودی میافته که دراونا موتورسواران آدمکش وابسته به باندهای گانگستری با لباسها و ماسکهای سیاه به مخالفین حمله کرده وکار اونارو میسازند. ملاحظه کنین که کارهیأت حاکمه بکجا کشیده!! ازدانشجویان پول غذامیگیرن که به اونا غذای مطابق بااستاندارد بدن، ولی بعلت دله دزدیها وزد وبندهای پشت پرده مآمورین مسئول تهیه مواد خوراکی بامقامات دانشگاهی، بجای غذای استاندارد یک مشت آشغال بخورد دانشجویان مبدهند ومابه التفاوت بودجه غذا هم سرازیر میشه به جیب رشوه خورها !! هرکسی هم که اعتراضی بکنه، سروکارش باباندهای آدمکش رژیم باماسکها ولباسهای سیاه است!! این واقعه نشان از آن داره که دولت آقای احمدی نژاد وباندهای سیاه رشوه خوار ورشوه گیر، همه دست دریک کاسه دارند. عجب دولتیه این دولت مدافع حقوق مستضعفان!! نه تنها غذا سرسفره ملت نمیبره، مواد غذائی مدم رو هم میدزده!!


 

+ نوشته شده در  2008/1/27ساعت 2  توسط رزا روشن  | 

عنوان "مترجم سال ۲۰۰۷" به يک ايرانی تعلق گرفت

سوم ژانويه روئن - فرانسه

امیر حسین فطانت کتابهای "گزارش یک آدم ربایی" و "خاطرات روسپیان سودازده من" از گارسیا مارکز را ترجمه کرده است

اعضای اينترانت، شبکه جهانی مترجمان حرفه ای، امير فطانت را به عنوان مترجم سال ۲۰۰۷ برگزيدند. عنوان افتخاری " مترجم سال" به پاس تلاش ها و گاه از خود گذشتگی های فردی مترجمانی، زنده يا مرده، داده ميشود که مورد توجه مطبوعات بوده و به افزايش آگاهی عمومی در مورد اهميت مترجمان و امر ترجمه کمک کرده اند. فطانت مترجم "خاطرات روسپيان سودازده من" اثر گارسيا مارکز است که در ماه نوامبر در ايران توقيف شده بود. (فوندو) بنياد حفظ زبان اسپانيائی با ۸.۷۵% و لاله بختيار مترجم فمينيست قران با ۸% به ترتيب دوم و سوم قرار گرفتند. در و.اگذاری اين عنوان که مبتنی بر آرا اعضا و خوانندگان است امير فطانت ۴۴.۵% آرا را از آن خود کرد.

امير حسین فطانت: هدف این بود که به خواننده اسپانیایی زبان تصویری کلی از مولانا ارائه بدهم به همین دلیل هم سعی کردم از بخشی از اشعار که درک مفاهیم آنها برای خواننده آسان تر باشد استفاده کنم

اين عنوان در سال ۲۰۰۵ به نوآم چامسکی داده شد که با ۱۷.۴۳% و پس از او يونسکو با ۱۳.۷۶% و "يادمان مترجمين کشته شده حين انجام وظيفه" با ۱۱.۵۱% به ترتيب در رديف های دوم و سوم قرار گرفتند." يادمان ۲۱۶ مترجم کشته شده در عراق" برنده اين عنوان در سال ۲۰۰۶ بود.

انتشار گزيده ای از اشعار مولوی به زبان اسپانيايی بی بی س ی

در این مراسم امير حسين فطانت در مورد افکار، اشعار، زندگی و اهمیت مو لوی در عصر فقر فلسفی حاضر سخنرانی کرد که با اجرای مراسم رقص سماع دراویش چرخان همراه بود.

امیر حسین فطانت همچنین مترجم "گزارش یک آدم ربایی" و "خاطرات روسپیان سودازده من" از گارسیا مارکز است که نسخه های فارسی این آثار را به مجموعه" آثار مارکز به سایر زبانها" هدیه کرد.

به همين مناسبت گفتگويی با امیر حسین فطانت انجام داديم و از او پرسیدیم که چه شد به فکر ترجمه اشعار مولوی افتاد..............

 و اين بند بندگي،
و اين بار فقر و جهل
به سرتاسر جهان،
به هر صورتي که هست
نگون و گسسته باد.
کامنت: دروغ چرا من اصلا اهل فرستادن اين پست ها نيستماما شنيدم رفقا که هر کدومشون دست کم چند جسم و روح زنان دور و برشون رو کشتند و تو باغچه جلو درشون (برای ارعاب زنهای جديد)چال کردند،  شديدن دنبال ناشر و عکاس برنده اين جايزه ميگردند! مصاحبه های ت. و پز  و قمپز های پ. از نوع صمد را کي کشت؟ نکشت خودش شنا بلد نبود! تختي رو کي برد؟ دانشيان رو کي لو داد ؟ "چشم بسته" در خونه تيمي چطور بود با حميد اشرف و... خلاصه بد جوری همه تو گه گذشته گير کردن و همينطور گذشته رو مثل آش هم ميزند!

 گه کاری جاسوسان و همکاران ساواک و ساواما دليل بر حقانيت آنها که امروز با بي تفاوتي به مبارزه جاری نسل کنوني انگ ميزنند و تو خماری گذشته مدام لگد ميندازند نيست! مبارز "امروزی" مجبوره اول گه کاری ديروز رو دی ليت کنه بعد برا شروع رو استارت کليک کنه! تو بي کانتينيوووووو

«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله گفتگو با رضا (عباس) منصوران

منبع: www.goftogoo.net  

       مجید خوشدل

آیا فکر می‌کنید اگر ما به طریقی عکس امیرحسین فتانت «مترجم» را (یعنی فردی که در کلمبیا زندگی می‌کند و ما تا این مقطع از گفتگویمان هنوز نمی‌دانیم که ایشان همان امیرحسین فتانتی است که با ساواک شاه همکاری می‌کرده و باعث دستگیری و اعدام تعدادی از مبارزان سیاسی کشورمان شده) به حداقل یکی از خواهران کرامت دانشیان نشان دهیم، ایشان بتواند هویت او را شناسایی کند؟

ـ دور نیست. می‌شود گفت که امکان آن هست. البته گذشت زمان چهرۀ افراد را تغییر می‌دهد.

یک پرسش حاشیه‌ای: فکر می‌کنید اگر ما به نحوی عکس امیرحسین فتانت «مترجم» را به سه فردی که اسم بردید، نشان دهیم: آقایان عباس سماکار، طیفور بطحایی و رضا علامه‌زاده، آیا آنها بتوانند امیرحسین فتانت را شناسایی کنند؟

ـ فکر می‌کنم. به دلیل این‌که شکل ایشان از نظر ظاهر ویژه است و تا حدودی فراموش نشدنی. به هر حال امیرحسین فتانت «مترجم» ناشری در آمریکا دارد، به نام «نشر ایران»...

* و عکس ایشان هم که منتشر شده.

ـ و عکس ایشان در BBC منتشر شده است

کانتينيوووووو این امیرحسین فطانت همان شکارچی دانشیان و گلسرخی است

منبع: http://www.communshoura.com

عباس منصوران

باری این امیر حسین به تهمت مدعی‌ست که مترجم ایرانی کتاب ترجمه وی را دست کاری کرده، ‌در حالی که مترجم ایرانی یکی از مترجمان شریف و پایبند به اصول انسانی‌ست. این امیر حسین فطانت مترجم در کلمبیا، که به گفته خودش با مقامات حکومت اسلامی هم در تماس و بده و بستان بوده[2]، ه به خاطر نقشش در نقض خشن و خونبار حقوق بشر به عنوان یک عضو فعال و مبتکر ساواک شاه، با سازماندهی یک شبکه پلیسی در شیراز در دهه ۵۰، دهها نفر را به تور شبکه مخوفی افکند که تنها کرامت دانشیان و خسرو گلسرخی دو تن از شناخته‌ترین‌ها آنها بودند. مطمئن هستم که امیرحسین فطانت مترجم آخرین اثر گارسیا مارکز، همان امیرحسن فطانت سازمانده شبکه پلیسی ساواک شاه می‌باشد. می‌دانم که در روزهای انقلاب در شیراز بود و مخفی شد و به آمریکای لاتین گریخت تا همدست «پرویزثابتی» باشد. این را می‌دانستم و ردش را داشتیم. پیش تر اشاره شد که از سوی دوستی به وی پیام داده شده بود که دستکم از آن دوران همدستی‌اش با آدمکشان بنویسد. بنویسد همانند کارهایی که «حمید شوکت» می‌کند، تاریخ شفاهی، از کرده‌های خود دفاع کند، یا آزادانه هرآنگونه که می‌خواهد توضیح دهد، برای تاریخ، فقط بنویسد و در بیان حقیقت سخنی بگوید. پرده از راز سربسته‌ و نیمه‌سربسته‌ای بردارد که ساواک در آن‌ سال‌ها برای کشتن آزادیخواهان سرهم بندی کرد. آنانی که دستی برآتش داشتند می‌دانستد که دانشیان با گلسرخی هیچ پرونده مشترکی نداشت، داستان دادگاهی که بخشی از آن نمایش تلویزیونی شد، دروغ بود. دانشیان در شیراز در پیوندی دیگری بود ووو. اما امیرحسین فطانت، زندگی مخفی گزیده بود تا با ترجمه مارکز و سپر مولانا ظهور کند، پیش از آقا امام زمان. کم مانده دف و قبا و عبایی هو یا علی گویان دف ددف دددف زنان در شهرهای اروپا و آمریکا در این بازار مکاره‌ی بزرگداشت مولانا او هم معرکه‌گیر باشد، تا دراین جایزه باران، جوایز ریز و درشتی هم برباید، و تخم مرغی توی کلاهش بیافتد. چرا که نباید جایزه‌ا‌ی جهانی در دفاع از حقوق بشر به گردن او آویخته شود! مگر نیست که این بشرهای گمنام و مجازی که هرساله به نامشان و به کام دیگران، میلیون‌ها دلار و یورو و مدال‌های واقعی (نه ساختگی مانند آن مدال‌هایی که در آذربایجان شوروی در زمان گورباچوف به وسیله رهبر یکی از سازمان‌‌های مهاجر روسوفیلی، به سینه اعضا و کادرهای سر به‌فرمان واقعی آویخته می‌شد و اتابک می‌ماند و حسرتش در خانه دایی یوسف) یه آدمهای حقیقی داده نمی‌شود، و این آدمهای حقیقی، در تالارهای غیرمجازی، شب و روز سنگ بشرهای مجازی را به سینه نمی‌زنند!

...........

امیر حسین فطانت دانشجویی پرشور بود، از دانشگاه شیراز اخراج و به ساواک برده شد. پس از دستگیری در سال ۱۳۴۹ بود که در زندان عادل آباد به عضویت ساواک در آمد، مدتی کوتاه آزاد شد. در سال ۱۳۵۰زیر نظر ساواک شبکه‌ای پلیسی برای شکار دانشجویان و فعالین سیاسی تشکیل داد. سال برآمد سیاهکل بود و روی آوری آرمانخواهان به مبارزه ضد استبدادی و حکومتی. دانشیان از مرکز تلویزیون تهران به خاطر گرایش‌های سیاسی و از آنجا که از سوی ساواک عنصری «ناباب» تشخیص داده شده بود، اخراج و به شیراز آمده بود. امیر حسین فطانت در این سال‌‌ها به ویژه در سال ۱۳۵۲ با دانشیان در تماس تنگاتنگ است و دوست و رفیق. خود را در تماس و عضو چریک‌های فدایی معرفی می‌کند. کرامت ‌دانشیان در آرزوی پیوستن به سازمان چریک‌هاست. امیرحسین فطانت بیانیه‌های سازمان چریک‌ها را از ساواک تحویل و به دانشیان می‌رساند. از عملیات می‌گوید و از چریک‌ها و از قرار‌های تشکیلاتی. دانشیان وی را به خانه می‌‌برد. رفت و آمد فطانت و همراهی‌اش آنقدر طبیعی و یکدلانه می‌نماید که در آشنایی با یکی از خواهران کرامت از وی درخواست نامزدی می‌کند. رفت و آمدها بیش از یکسال به درازا می‌کشد. کرامت طرح گروگان‌گیری رضا پهلوی، ولیعهد شاه که به همراه مادرش فرح دیبا برای گشایش جشنواره فیلم آسیا و اقیانوسیه در شیراز در راه بود، با فطانت در میان می‌گذارد. فطانت تاییدیه و رهنمودهای «سازمان چریک‌ها» را ابلاغ می‌کند. گذشته از آن، وعده در اختیار گذاردن هفت‌تیری هم به دانشیان می‌دهد. همه‌ی این داستان‌ها، اما همه طرح ساواک است. در این زمان گلسرخی و محفلش بی‌آنکه با این محفل در ارتباط باشد، به جرم برگذاری جلسه مطالعاتی در شمال و تشکیل محفل مارکسیستی، در زندان به سر می‌برد. طیفور بطحایی، ‌عباس سماکار و رضا علامه‌زاده نیز همانند کرامت دانشیان دراین طرح بی‌خبر از تور خونبار پلیسی ساواک به رهبری امیر حسین فطانت قرار گرفته‌اند. روز موعود هنگام تحویل سلاح، دانشیان در شیراز، طیفور و علامه زاده و عباس سماکار از دیگر اعضا طرح آزاد سازی زندانیان سیاسی در یک روز دستگیر می‌شوند. پرونده دانشیان را در شیراز خواندم. او به سختی شکنجه‌ شده بود. و تنها این جمله در پرونده برجسته بود‌:«من یک مارکسیست لنینیست»‌هستم. پرونده‌ی دیگری نیز که دهها صفحه بود در هنگام تسخیر ساواک شیراز به دستمان افتاد. ساواک شیراز در نخستین روزهای بهمن ماه ۱۳۵۷ پس از ساواک فیروز آباد فارس شاید که دومین مرکز ساواک بود که به پیشتازی چند نفر از اعضا گروهی که با مشی چریکی نزدیک بود، با چین شوروی موجود مرزبندی داشت و به نام «کارگر،‌ دهقان، دانشجو» در جنوب ایران پایگاه داشت، ‌به پشتوانه هزاران نفر از مردم شیراز، علیرغم ایستادگی و فشار دستغیب در دورکردن مردم پیرامون ساواک شیراز، سقوط می‌کرد. گروه ک - د- د. کمیته انقلابیون فارس را سازمندهی کرده بود و ستادی درد انشکده مهندس شیراز برپا داشت که دو جریان متحد حکومت اسلامی(حزب توده و حزب رنجبران) در آن راهی نداشتند...........

http://www.communshoura.com/

نتيجه:

+ نوشته شده در  2008/1/25ساعت 5  توسط رزا روشن  | 

confronation but no destruction

UNGDOMSHUSET-ACTIVISTS PLAN TO BESIEGE COPENHAGEN TOWNHALL
G13 survuved. Agrounded Ungdomshus-Discussions cause a new civil Disobedience-Action called "BlokR" (Wordgame with danish "Bloker" = engl. "to blokade"); which has the aim to get harder and more pressure to politicians.
The Ungdomshus-Movement is back with a new and large-planned action which is grounded on cicil disobedience. On Ocotber 2007 the Mass-action of G13 caused the politicians to restart the discussions for a new UNGDOMSHUSET. Not long ago it was clear that even the Movement around UNGDOMSHUSET is not satisfied with the expiration of the discussions. A new house is still not there, the "1-year-jubilee" of the old houses.. eviction is coming near.
To get more pressure to the politicians, the Ungdomshuset-Movement announces "G13 Part 2" - a mass-action grounded on the principal of civil disobedience. As the name "BlokR" tells, the bediege of the townhall / copenhagen council hall is behind the action; which ought effect not to let the politicians out of the townhall until they have a solution for the problem - as they caused the problem a few years ago.
The Ungdomshuset-Movement cannot be putted onto the "long bench"
According to the plan, the action is about to start on 21st february, when the council will hold a new conference about a new Ungdomshus, which is the last cahnce to get a new house before the 1st march, the "1-year-jubilee" of the eviction, where new riots are apprehended if the parties do not have a solution until then. "We apprehend that the discussions otherwise are about to stagnate", says Lars from new press-group of "BlokR". "It..s the aim to show politicians that we are still pretty much people who fight for a new self-managed and autonomous free-space. You cannot hide us inside a communal bureaucratic document· The plan is to use the same strategy as at the G13-Action in autumn: The activists will gather in different blocks with own color. Every block has the aim to reach an entrance to the townhall to blockade". The groups chose their own niveau of confrontation and strategy. As on ocotber 6th the action will be under a consence of action which will called confronation but no destruction.
The Pressgroup announces to start active resisitance if police tries to avoid or cancel the blockades. Active resistance by meaning civil disobedience means to deny the commands of police and to resist against trys to end the blockades in to push them back and to start actions of shelter to maintenance the siege. Lars says to show politicians the back if they try to break the blockades from inside the townhall. "They will get out when they found a new house", he says.
Fight against councils.. bureaucracy, not democracy
Isn..t it anti-democratic to start such an action against politicians who are voted by public? Don..t you try to press your will upon them instead of waiting for a democratic process?
"We cannot and would not press somebody to something else. We only want to go a sure way that the politicinas hold their promise. The action is not against the political discussions where we are part of open and democratical. The action is against bureaucracy of the state
which lead into that the process stagnated so far", Lars answers

اين نبرد را برديد، اما جنگ را خواهيد باخت!

حمله نیروهای نظامی دانمارک به خانه جوانان (آتونوم)، تهاجم به فضاهای آزاد شده، همبستگي نیروهای ضد فاشيست- ضد کاپیتالیسم، آتونوم ها و حمايت شهروندان از خانه جوانان، شورش عليه گلوباليزاسيون، آماده سازی پليس و نيروهای امنيتي برای سرکوب اعتراضات عليه ملاقات سران 8 کشور در آلمان . در روز اول مارس 2007 بزرگترین مرکز آتونومهای اروپا در دانمارک در شهر کپنهاک توسط نيروهای ضد ترور، پلیس و نیروهای انتظامی دانمارک اشغال شد. در دو سال گذشته دولت مکررا برای تسخیر این ساختمان تلاش کرد ولی هر بار با اعتراضات مردم مواجه شد. در سه ماه گذشته کلکتيوی بيش از 100 نفر از کشورهای مختلف از خانه جوانان محافظت ميکرد و توانست عليه دسیسه های دولت و تسخير آن مقاومت کنند. لازم به ذکر است که اين ساختمان که صد سال پيش ساخته شد و متعلق به فرقه فادر هست (aderhuset) از سال 1981مصادره و به اشغال جوانان در آمد. پلیس ضد شورش ساعت 7 صبح از طریق 2 هلیکوپترکماندوهای ضد ترورش را روی  پشت بام خانه جوانان پياده کرد. همزمان کماندو های ضد ترور که بروی جرثقيل از طريق شکاندن پنجره ها وارد ساختمان شدند. آنها همه جوانان متحصن در اين مرکز را دستگير کردند. این خانه جوانان در شهر کپنهاک نیروی مبارز ورزیده دارد که در مواقع ضروری همواره کمک نیروهای آنتی فاشیست و ضد سيستم در سراسر اروپا بود. به همين دليل پس از حمله نيروهای پليس و دستگيری جوانان برای همبستگي با فعالين اين مرکز در کل اروپا اکسيون هايي انجام شد. شهر های گوتينگن ، ماربورگ، وين، پست دام، لايپسيگ، کلن، هانور، وايمار، هامبورگ، کارز روهه، برلين برمن، اسلو ، استکهلم، و گوته بورگ اولين شهرهايي بودند که درهمان روز اشغال خانه جوانان اعتراض کردند. در خود شهر کپنهاگ عده زيادی پس ازحمله نیروهای ويژه و دستگیری تحصن کنندگان، جوانان همراه با آتونومها و مخالفين بستن خانه به خیابان آمدند و با ايجاد باريکادهای خياباني مانع پيشروی بيشتر پليس  شدند. باريکاد های خياباني در جلوی رستوران زنجيره ای مک دونالد  به دليل راندن ميني بوس های پليس بسوی تظاهر کنندگان و زير گرفتن و زخمي کردن عده اي از تظاهر کنندگان اگرچه رعب و وحشت ايجاد کردند، اما نتوانستند راهشان را باز کنند و عقب نشستند.

دنباله مطلب را در چشمان زنان

در زیر  کلیپهای نمایش این اعتراضات و درگیری ها را می بینید.

http://politiken.dk/poltv/?ExtID=1349

http://www.youtube.com/watch?v=QE23PKxlrKg&mode=related&search

هنر را مسلح ميکنيم - امين قضايي "بافنده"  

گه خوردن دیگر بس است. مبادله کردن دیگر بس است. کج و مج

ما هيولاهايي هستيم که از همه انتقام ميگيريم. اگر امروز و در اين نوشتار از شما احمق ها انتقام گرفتم، فردايي خواهد بود که در خيابان ها خروج خواهيم يافت، از نوشتارمان خروج خواهيم يافت و ابژه هاي انساني و غيرانساني را آلوده خواهيم کرد. در اين راه به هيچ پدري، خدايي و اجازه اي نياز نداريم چراکه آن کس که سلطه دستگاه فاشيستي را بر زندگي اش بپذيرد، سلطه ي پدري را پذيرفته است، سلطه ي بزرگتري را قبول کرده که بايستي براي نفس کشيدن از او اجازه بگيرد. حرامزاده اي خواهد بود که به دنبال پدر گمشده خويش ميگردد.

بله. شهر آرام است و براي هيچکس هيچ چيزي مهم نيست. همه تان پير شده ايد و خاراندن هر روزه ي خايه هاتان تنها کار مفيدتان است. جز حرافي در مورد فلان فيلم و کتاب و شعر و دختر و بازي فوتبال هيچ کاري نميکنيد. پذيرفته ايد که عزيزترين انديشمندان و مبارزان اين کشور  زنداني باشند. زندان را پذيرفته ايد. احمق ماندن را پذيرفته ايد، گه خوردن را پذيرفته ايد و هر روز به چاله ي گودي که براي خود و خانواده تان کنده ايد بيشتر علاقمند ميشويد. چنان در کثافت خود فرو خواهيد رفت و با ميل ناکامتان هم آغوش خواهيد شد که هر زندگي اي را خواهيد پذيرفت. من اما زندگي ام به اندازه کافي تباه گشته است. براي بيشتر تباه شدن و بيشتر سرد شدن هيچ نگراني ندارم. آينده اي نيست و گذشته ام برباد رفته.

کامنت: اين کليپ با متن بالا ميخونه! در ضمن بر و بچه های آلمان هم وقتتون رو با خاروندن و مالوندن تلف نکنيد. انتخابات تا اطلاع ثانوی گه خوردن و ضد انقلابيه

 رزا جان اين همونه! آلماني متن بالا و کليپ درخواستي پايين

http://video.google.de/videoplay?docid=-7061365527200626999

+ نوشته شده در  2008/1/23ساعت 1  توسط رزا روشن  | 

کميته ی دفاع از ملالی جويا با ارسال خبری به کابل پرس، اعلام کرده است که خانم ملالی جويا از طرف جشنواره " سينما برای صلح"، نامزد دريافت جايزه ی بين المللی فيلم حقوق بشر سال 2008 شده اند.

نتایج نهایی طی مراسمی که به روز یازدهم فبروری ۲۰۰۸ در محل تاریخی «کانزرت هاوس» برلین ـ آلمان طی مراسمی اعلام خواهد شد.

ما آزادی می خواهيم، نه اشغال ۰ ملالی جويا

خانم جويا يک منتقد بلندآواز عليه حضور قوی جنگ سالاران و ساير نيروهای ضد دمکرات در پارلمان افغانستان بوده و به همين دليل حمايت گسترده ای را جلب کرده است. در سال 2005 او به عنوان نماينده استان فرح در پارلمان انتخاب شد. محبوبيت او به حدی است که وقتی عضويت او در پارلمان تعليق شد، بلافاصله در سراسر افغانستان تظاهرات خود بخودی صورت گرفت تا حمايت از برگشت او به پارلمان نشان داده شود.

برخلاف ادعاهای دولت های ناتو، ملالی جويا ميگويد اشغال افغانستان توسط غرب، کشور او را ازتوی " يک تابه داغ به درون آتش انداخته است". جويا همچنين تصريح ميکند که شش سال جنگ به گسترش حقوق زنان منجر نشده است:, ما آزادی می خواهيم، نه اشغال,.

ما بر اين باوريم که دولت های کشورهای ناتو مسووليت بالايی در حفظ امنيت ملالی جويا دارند، زيرا آنها دولتی را که اجازه داده او را از پارلمان اخراج کنند، خلق کرده و برپا نگه داشته اند.

ما برحمايت خود از بازگشت ملالی جويا به پارلمان تاکيد کرده و از دولت های ائتلاف ناتو و ساير کشورهايی که در آنجا نيرو دارند ميخواهيم بر دولت افغانستان فشار آورند تا او را به پارلمان بازگرداند.

صحنه هايی از فيلم " دشمنان خوشبختی"

+ نوشته شده در  2008/1/22ساعت 14  توسط رزا روشن  |