تبليغاتX
وبگردی
موضوعات روز

زردی من از تو، سرخي تو از من!

پارادوکس های نوروز  از بافنده

بروید و سفره های کثیف تان را برچینید که من از تاریخ تان ، سنت هایتان ، باورهایتان بیزاری می جویم!  گرچه سفره ی شما ایرانیان هفت سین دارد اما خود شما فقط یک سین دارید : سکوت. دولت شما فقط یک سین دارد: سرکوب.     بهترين پست امسال

فيلم کامل پرسپوليس از مرجان ساتراپي در گوگل ويدئو 

http://video.google.de/videoplay?docid=-8715784678590351977

 (۱.۵ ساعت به فرانسه زيرنويس انگليسي)

فيلم های گوگل و... را با داشتن برنامه RealPlayer ۱۱ ميتوانيد بروی کامپيوتر ضبط کنيد

+ نوشته شده در  2008/3/18ساعت 14  توسط رزا روشن  | 

خفن به توان 2!

تکذیبیه: مادران صلح در خاوران حضور نداشته اند  يکشنبه  ۲۶ اسفند ۱٣٨۶ -  ۱۶ مارس ۲۰۰٨ 

خبر مربوط به (مادران صلح خاوران را گلباران کردند) از مصادیق آشکار نشر اکاذیب میباشد. چه اصولاً این مسئله رخ نداده است. روز جمعه ۲۴ اسفند مراسم هر ساله بازدید نوروزی از گلزار جان باختگان راه آزادی و میهن خفته در گلزار خاوران با حضور مادران، همسران، فرزندان و ازادگان برگذار شد اما نه مادران صلح با آرم هایشان حضور داشتند و نه آقای زرافشان آمده بودند. به نظر ما گزارش دهنده سوءنیت داشته و در پس این خبر مقاصدی بر علیه مادران صلح نهفته است

توضيحات از رزا: مادران صلح مادران حامي نوار غره و لبناني هايي هستند که بدست اسرائيلی ها یتيم شدند.حمایت مادران صلح از مردم غزه و محکومیت جنایات اسراییل

اين مادران کاری بجز پختن و آموزش آش نذری برای دختران کمپين 1 ميليون امضا ندارند.

از کساني که اسم و مقامي دارند با زيتون پذيرايي ميکنند  اما به محض اعلام قلابي حضورشان در خاوران نامادری بازی در آورده، اعلام کردند نه ما، و نه آقامون زرافشان خاوران را گل باران نکرديم! اما اگه پر روئي کنيد، هسته بارون تون ميکنيم. در ادامه مادران صلح اخطاريه کتبي دادند که اگر يک بار ديگه اسم صلح طلب و اصلاح طلب ما را استفاده کنيد، همون يکي دو تا خانواده حزب توده و اکثريت سابق را هم که در ليست ما هستند (و گاه و گداری تو خاوران سر خاک تخمه ميشکونند) را  درليست اعضامون خط خطي مي کنيم که حساب کار دستتان بياد و ديگه از اين غلط های زيادی نکنيد.

فيلم ويدئويي مراسم نوروزي خاوران در روز جمعه 24 اسفند۱٣٨۶ در گلزار خاوران

 

خفن2: سردارعریان، بابا ای ول انواع سردارها را دیده بودیم ,سردار سازندگی , سردار رانندگی (رفیق دوست) و حالا سردار برهنه گی !

 بازداشت سردار زارعی، رئیس پلیس تهران، در یک خانه فساد به همراه ۶ زن دوشنبه ۲۰م اسفند ۱۳۸۶

بر مبنای تحقیقات اولیه مردم محلی که خانه فساد در آن بر پا بوده با گزارش این مسئله به مقامات مسئول، این خانه را به عنوان مورد مشکوک معرفی می کنند و روز حمله به این خانه، سردار زارعی در کنار شش زن و دختر و در شرایطی زننده بازداشت می شود. زنانی که به همراه سردار زارعی بازداشت شده اند و در جریان بازجوئی و تحقیقات گفته اند وی از آن ها خواسته به صورت دسته جمعی به صف شده و در حالت عریان نماز جماعت بخوانند.

جالب آن که سردار زارعی مسئول مستقیم اجرای طرح مقابله با اراذل و اوباش در تهران بود که نیروی انتظامی با برخوردهای خشن و زننده، افراد را بازداشت می کرد. وی همچنین یکی از مسئولین اصلی اجرای طرح امنیت اجتماعی بود. وی در مصاحبه ای که در اردیبهشت ماه امسال با رسانه ها انجام داد، گفته بود: «از آغاز طرح ارتقای امنیت اجتماعی در سطح استان تهران نیروی انتظامی بیش از ۳۵ هزار نفر را مورد ارشاد و تذکر قرار داده است. در همین خصوص هزار نفر به نیروی انتظامی احضار شدند و ۱۲۴ نفر به مراجع قضایی معرفی شدند. در ۵۲ روز ابتدای سال به ۷ هزار و ۹۳۳ نفر از اراذل و اوباش تذکر داده شد و چهار هزار نفر از آنان نیز دستگیر شدند و در مجموع هزار و ۱۰۱ پرونده در این زمینه در مراجع قضایی تشکیل شد.»

نظرات گوناگون خوانندگان خبر:می خواستم بدانم به گردن این تیمسار هم آفتابه پلاستیکی آویزان می کنند و وارونه سوار خر می کنندش یا نه؟ اگر این کار را می کنند بروم یک کارخانه آفتابه سازی باز کنم. سامبینا پلاستیک کار

خیلی دلم می خواد بدونم این مردک آخرش چی میشه ؟ سنگسار میشه ؟ اعدام با طناب ؟ یا هیچی شش تا زنها رو هم باید عقد کنه ؟ اگر یکی از این زنها شوهر دار باشن چی ؟ بازم مثل راحله سنگسار میشه ؟ این نفرین هزاران دختر و پسره که حداقل یک شب در منکرات خوابیدن . اونم نه به خاطر رابطه نامشروع به خاطر شلوار و چکمه و موهاشون … ازتون متنفریم . نل شما کی منقرض میشه ؟ شما کی در دادگاه های علنی محاکمه میشید ؟ تا ما هم کمی از درد دلمون کاسته شه ؟!!

  • بابا جناب سردار داشته فاطمه کوموندو تربیت می کرده

حتمن دشمن دسیسه کرده

برادران و خواهران آنجا خانه عفاف بوده است

سردار هم داشتند می عفافیدند

 

بیچاره زنها نترسیدن از قیافه میمون زارع؟حتما فکر کردند دارن در فیلم عصر حجر با

میمونها بازی میکنند

برای خواندن ادامه نظرات گوناگون خوانندگان روی ادامه مطلب کليک کنيد 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/3/17ساعت 15  توسط رزا روشن  | 

از بيرون سرخ در درون زرد!  فرهنگ سازی به سبک کارزار زنان :- )

بعد از خواندن اين مطلب (آنقدر جالب بود که من را به دزدی کل مطلب کشاند و ارزش مجازات رو هم البته داره)گفتم کاش سال پيش هم مهستي ها را داشتيم. همينقدر از سال پيش بيادم است: تلفيق رقص بابا کرم، دوست دارم... اينترناسيونال است، نجات انسانها...  توی کوهستووون دلش ميخاره ، تفتگ و گل گندم ....یه جنگل خر بار مياره ه ه ه ه

یک شاخه گل در کارزار زنان بروکسل   چشمان بیدار - مهستی شاهرخی

شب هشتم مارس جشنی که از سوی کارزار زنان در بروکسل برگزار شد و در این جشن برنامه های هنری مختلفی از جمله موسیقی و رقص و نمایش و شعرخوانی اجرا شد. نمایشی با نام "یشاخه گل ..." به کارگردانی سیروس کفایی در برنامه هشتم مارس گنجانده شده بود که هیچکس خبری از چگونگی محتوای آن نداشت ....

نمایش وقتی شروع می شود بازیگران که آقای کارگردان هم در میان آنهاست وارد سالن می شوند، همگی دو چوب لباسی به دست دارند که آنها را به هم می کوبند و می گویند "کوب، کوب، لگدکوب می کنیم!"، مردان همه پیراهن یقه اسکی سیاه دارند و دختران نمایش به جز یکی، همه تاپهای سکسی رکابی مشکی! آن دختری که لباسش مشکی نیست و از روی کتابی می خواند )چون متن را حفظ نیست( شلوارک با جوراب شلواری به تن دارد! دخترانی با تاپهای رکابی و مست و ملنگ، جایگزین زنان زندانی شده اند. در کنار صحنه، ای بدون دکور، سبد پیک نیک و بطری های شراب، لابد مقدمه ای برای عشقبازی است. هنوز بازیگر با کتاب و متن در دست، دارد روی صحنه راه می رود. او با لحنی دکلمه ای و مانند اجراهای مدارس، دخترک شلوارکی می خواند "عشقبازی گناه نیست"

زنها به شکلی پورنو گرافیک مورد بازجویی قرار می گیرند. اولی جواب می دهد "مادرم باکره بود" و دومی می گوید "پدرم فرزند نداشت" و همین طور دروغ پشت دروغ از دهان زنان، خطاب به بازجویان و خطاب به ما. نمایش حاضر نیست، نمایش چهار چوب ندارد و کاری بساز و بفروشی است و در جهت حال دادن به رفقا شکل گرفته است. هم از "زندان" و "سنگسار" حرف می زند و هم ناگهان بی دلیل مردان می نشینند روی صحنه و بازیگری می زند زیر آواز و فرمول جادویی "سر اومد زمستون" را به کار می گیرد. رفقای توی سالن زن و مرد همگی با هم، همراه بازیگر - خواننده دم می گیرند. پس از سنگساری مسخره، با رقص عربی که بعداً هی به ما تذکر داده می شود رقص هندی است، نمایش تمام می شود.

نمایش "شاخه گل" تمام شده و تماشاگران دست می زنند، کارگردان برای حال دادن به جمع رقاصه عربی - ببخشید هندی- را دوباره روی صحنه می فرستد تا یک بار دیگر رقاصه به تنش پیچ و تابی بدهد و قری بیاید بعد همگی گروه با موزیک روی صحنه می آیند و دختران گروه همگی می رقصند. نمایشی که با "کوب، کوب، لگدکوب می کنیم!" شروع شده بود با بزن و بکوب تمام می شود!

برای خواندن کل مطلب روی ادامه مطلب کليک کنيد و يا روی یک شاخه گل در کارزار زنان بروکسل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/3/13ساعت 21  توسط رزا روشن  | 

عمل ريدن هم استراتژی هم تاکتيک!

در پست قبلي کمي از برگزاری روز جهاني زن در برلين نوشتم. و اينکه رزا لوگزامبورگ مجلس قبرستوني حزب کارگری را با شعار ريدم به اينهمه ابتکار ترک کرد.

 

و اما کمی در مورد ابتکار به سبک حزب کارگری:

ابتکار شماره یک: مینا احدی پس از سی سال کمونیست بودن  یک روز صبح بهاری یکهویی از خواب بیدار شد، حالت تهوع داشت معلوم شد از اسلام رو دل کرده و  دلش می خواد از مذهب اسلام روی بر گردونه، تازه همین صبح فهمید که تو این سی سال همش مسلمان بوده و خودش نمی دونسته! اما  ناگهان در همین عالم "اکس-مسلم "ی مینا احدی یک معجزه دیگه رخ می ده و همان روز صبح 20 نفر دیگه هم از حزب مینا احدی با 9 تای دیگه بیرون از حزب مینا همون حالت تهوع و بعد حالت خلسه بهشون دست می ده و حس می کنن دیگه مسلمون نیسن.  اول همشون با هم می رن یک غاری نزدیک حومه کلن. یک چند ساعتی تو غار تو حالت خلسه می رن تا اینکه  وحی "اکس- مسلمی"  نازل میشه که  می گه همین الان براتون یک دفتر و دستک درست می کنم تا مردم به شما بپیوندند و باور کنند که شما فرستاده یک "خدای دیگه" غیر از خدای مسلمونا هستین و البته بهشون گفت: "من  از لج خدای محمد پیغمبر مسلمونا کمکتون می کنم، چون اون  خدا بیامرز محمد هر چی به خداش گفت یک معجزه ای بکن تا مردم منو باور کنن، خدای محمد براش کاری نکرد". خلاصه همون عصر تو شهر کلن یک دفتر و یک دستک به اسم مرکز "اکس-مسلم" از زمین سبز میشه ، و خلاصه وقتي پناهجوها مي شنوند که اين امامزاده ويزا و اقامت ميده کار مرکز بالا ميگيره و شايع هم ميشه که بزودی یک چشمه از زير ساختمان مرکز قراره بزنه بيرون. و اسمش میشه "چشمه متبرک مینا". میگن هرکه از آب این چشمه بخوره یکشبه داغ ميکنه و" سکولار" میشه!  البته اگه پاسبونای محافظ مینا احدی آتش نشونی را خبر نکنن.......

 

ابتکار دوم: رزا لوکزامبورگ ی را که در تمام دنیا به اسم یک کمونیست می شناسن که توسط نظامیان  آلمانی در سال 1919 به جرم کمونیست بودن و مخالفت با سیستم حاکم بر آلمان به قتل رسید، در اعلامیه های آلمانی حزب کارگری به مناسبت هشت مارس 2008 میشه «رزا لواکزامبورگ زنی یهودی که خواهان برادر-خواهری و خلاصه هارموني و دوستي انسانه !» . اما این ابتکار خفن فقط به این دلیله که این حزب فکر می کنه شاید بتونه گروههای "آنتی دویچ" را با شعار «فانتا بهتر از فتوا»  به گروه "اکس مسلم" جلب کنه.

 

ابتکار سوم: خانم مینا احدی با پلیس های محافظش مي خواهد به تظاهراتی برای آزادی آندره آ بره،  البته آندره آ  در مبارزه علیه فاشوها  توسط پليس دستگير شد، اما ابتکار جالب خانم مینا احدی اینه که دست پلیس آلمان و محافظاش را گرفته برده تو این تظاهرات؟ و پلیس ها هم برای حفظ مخفی کاری لابد مجبور شدن شعار "زنده باد همبستگی بین المللی بدهند!"، (همبستگی بین المللی همه انسانها "برادر- خواهری" و شهروند جهان)!!!!! همبستگي جهاني پرولتری - پليس پرولتاريايي :- )

 

 رزا لوکزامبورگ البته که از ديدن اين همه ابتکار دل پيچه گرفت. از دیدن دارو دسته ای که رهبرانشان تحت حفاظت پلیس بالای سر مزار او جمع شدن بشدت جا خورد! شايد هم اولش فکر کرد، نکنه پلیس آمده مرده اونو هم دستگیر کنه! اما رودي دوچکه که فعلا تو قبرستون از همه" آپ ديت" تر و بقولي "به روز" تره بهش گفت: رفيق، اینا یک چند نفری هستند که به مذهب "ايکس- مسلم" گرويدند و  پلیس عليه" اکنون- مسلم" ازشون مواظبت می کنه. اينا امروز که روز جهاني زنه، اينجا اومدن مرده خوری! که گويا از رسوم مرسوم کشورشونه! ايروني اند! اينا يه جنگ  "سني- شيعه" هم از کشورشون وارد آلمان کردند که اگه کارشون بگيره تو آلمان همه زنهای کله سياه (با لچک - بدون لچک) بايد در بروند و پناهنده مريخ بشن!

از طرفي رهبرشون در فکره که اگه دار فاني را وداع کرد، مجسمه کله اش را همين جاها بغل مزار تو يک جورايي جا سازی کنه، اين بلا رو چند سال پيش سر رفيق مارکس هم در آوردند. سرمايه داری اينجوری داره انتقامش رو از ما ميگيره!

 

رزا لوگزامبورگ لنگان لنگان بطرف جمعيت رفت، جلو صف قليل زنهای شلوار پوش حزب کارگری پس از تبريک روز جهاني زن و بيان تاريخچه آن و ضرورت سرنگوني سيستم و در اهميت اعتصاب عمومي برای براندازی سيستم موجود و ... از سازماندهي زنان بطرف قبرستان انتقاد کرد . در انتها رزا دامن بلند ش را بالا زد و با شعار " نه فانتا- نه فتوا- آندرآ- کلارآ" به اينهمه ابتکار حزب کارگری ريد!

در اين لحظه تاريخي "جهان" به اهميت ريدن زنان به مثابه يک عمل انقلابي پي برد!

 

اما متاسفانه برخي از رسانه های سيستم که برای فيلمبرداری از مينا احدی به قبرستان آمده بودند اين عمل رزا را کپي برداری از مارکس (که چند سال پيش به ايده های حکمت در قبرستان شاشيد) اعلام کردند!

زنان بلوک سياه برای آزادی آندرآ فردای همان روز به برخورد مردسالارانه رسانه های سيستم  در مورد مقوله کپي برداری و ... اعتراض کردند و  8 مارس سال جديد را ريدن به هر آنچه مردسالارانه است اعلام کردند! و بار ديگر رزا لوگزامبورگ با تلفيق تئوری و عمل انقلابي حرکت خود جوش زنان را در صدمين سالگرد روز جهاني زن جهت داد. يادش گرامي و راهش پر رهرو باد!

 

+ نوشته شده در  2008/3/12ساعت 14  توسط رزا روشن  | 

آندرآ آزاد است، اگر چه پشت ميله ها!

راهپيمايي برای آزادی آندرآ "آنتي فا" در برلين. روز ۸ مارس گردهمايي و اعتراض زنان برای آزادی آندرآ. جرم او: شرکت در تظاهرات ضد فاشو، داشتن پوشش صورت و له کردن تخم خروس

البته همانروز بچه های حزب کارگری تحت حفاظت خروسها سر خاک رزا لوگزامبورگ حلوا خوران داشتند. مينا احدی (ايکس- مسلم) البته به دليل داشتن بادی گارد آلماني نتوانست سخنراني داغش را عليه (اکنون- مسلم) در اکسيون آنتي فا ارائه بده! از طرفي رزا لوگزامبورگ هم دلخور از حضور اينهمه خروس و مجلس حلوا خوران سر قبرش با شعار ريدم به اينهمه ابتکار! مجلس را برای ملحق شدن به حرکت خودجوش اعتراضي برای آندرآ ترک کرد! هر چند تک و توکي از "رفقا" ی حزب کارگری پس از قايم کردن پرچم سرخ مزين به کله "رهبران- آقايون" بدنبال رزا در اکسيون آنتي فا برلين مشاهده شدند! حالا معلوم نيست اون پيام آنتي فا چه بود سر قبر رزا خونده شد و رزا را از مجلس پراند؟ .... ادامه دارد...

فيلم اکسيون برلين ۸ مارس آنتيفا در اکسيون۱

همان فيلم لينک ديگر: فيلم اکسيون برلين ۸ مارس آنتيفا در اکسيون۲

+ نوشته شده در  2008/3/11ساعت 16  توسط رزا روشن  | 

هشت مارس روز جهانی زن را گرامی میداریم

کمیته ضد سنگسار  پاریس  و انجمن هنر در تبعید روز یکشنبه 6 آوریل در سینما کله از شما دعوت میکند  بعد از نمایش فیلم با  سوسن تسلیمی به گفتگو بنشینیم.سسسسسس  

نام فیلم : جهنم بگذار همه چیز نابود شود

 

  کارگردان: سوسن تسلیمی

 

صبرانی مرد خانواده  هرچه کوشش میکند زن و فرزندانش  از او اطاعت نمیکنند.او تصمیم میگیرد یک بار برای همیشه قدرت پدرسالارانه مرد انه اش را نشان دهد. خشم او وقتی به اوج میرسد که مینو دختر سرکش خانواده  برای شرکت در عروسی خواهرش از امریکا بر میگردد.

برای اطلاعات بيشتر روی ادامه مطلب کليک کنيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/3/11ساعت 15  توسط رزا روشن  | 

کليپ زنان و جنبش دانشجو يي - ايران (در گوگل ۷ دقيقه- مونتاژ فيلم های اين اواخر از رزا)

http://video.google.de/videoplay?docid=5682657826104610955

کليپ بچه های خلاف خلاف جريان برا روز زن - ۵ دقيقه - بقيه آهنگا >>> روی وبلاگ خودشون

کارزار زنان۲۰۰۸ روز جهاني زن در بروکسل

لينک مستقيم فيلم تظاهرات کارزار زنان- بروکسل

     بقيه عکس ها روی بقيه کليک کنيد!

سخنراني آذر درخشان (رهايي زن و کمپين 1 ميليون امضا) در استکهلم 1 مارس بخش 1

لينک مستقيم۱

سخنراني آذر درخشان (رهايي زن و کمپين 1 ميليون امضا) در استکهلم 1 مارس بخش 2

لينک مستقيم ۲

سخنراني آذر درخشان (رهايي زن و کمپين 1 ميليون امضا) در استکهلم 1 مارس بخش 3

لينک مستقيم ۳

سخنراني آذر درخشان(رهايي زن و کمپين 1 ميليون امضا) در استکهلم 1 مارس بخش 4

لينک مستقيم ۴

عکس آذر درخشان در اکسيون کارزار زنان(۲۰۰۸ بروکسل)

آذر درخشان از تشکل ۸ مارس است و فعال جنبش زنان که امسال تئوريک و عملي در جنبش زنان سوسياليست، فمنيستي حسابي ترکوند!

 

خواندني ۱: زن چیست؟ ترجمه: اکرم پدرام نیا

 گزیده ای از مقدمه ی کتاب جنس دوم04-03-2008

+ نوشته شده در  2008/3/10ساعت 14  توسط رزا روشن  | 

Women must decide their fate, not the state

 

فيلم دانشجويان شيراز "ما زن و مرد جنگيم" ۵ مارس ۲۰۰۸

 

بافنده امروز به قيد وثيقه آزاد شد

 

زنان در انقلاب اسپانيا بخشي از فيلم  قسمت 1

 

زنان در انقلاب اسپانيا بخشي از فيلم  قسمت ۲

 

زنان در انقلاب اسپانيا بخشي از فيلم  قسمت ۳

the Spanish Revolution

+ نوشته شده در  2008/3/7ساعت 1  توسط رزا روشن  | 

14 سالگي: آه اگر آن تفنگ پشت ويترين مال من بود!

20 سالگي: آه اگر دست همگي گروه  يک تفنگ بود!

30 سالگي: آه اگر دست هرهم حزبي يک تفنگ بود!

40 سالگي: آه اگر دست هر مبارزی يک تفنگ بود!

50 سالگي: آه اگر دست هر انساني در هر کشوری يک تفنگ بود!

60 سالگي: آه اگر همه همزمان شليک ميکرديم!

70 سالگي: آه اگر کسي توی صورت رفيقش گلوله نميپراند!

80 سالگي: آه اگر آتش بس کنيم!!!

90 سالگي: آه اگر تفنگ ها شليک نکنند!

100 سالگي: آه اگر تفنگ ها توليد نشوند!

110 سالگي: آه اگرکارخانه دست ما بود!

120 سالگي: آه اگر توليد دست ما بود!

130 سالگي: آه اگر مصرف دست ما بود!

140 سالگي: آه اگر همانوقت ها آن تفنگ را نديده بودم!

کاش همانوقتها آنرا ربوده بودم! به زير خاک کرده بودم!

درهای زندان ها  به زور اسلحه باز نميشوند! درهای زندانها بدست ما باز ميشوند!

اما فعلا که دست ها با آلت آسمان به اميد ارگاسم مشغولند و زمان شليک خريدني ست، پس اگر پول داريد دريغ نکنيد!

روی سخنم بخصوص با پفيوزهايي ست که پشت ويترينشان کنار بنجل های سيستم همه رقم ايده های انقلابي قالب ميکنند! خون اين بچه ها تنها لباس رژيم و سيستم را لکه دار نميکند؟! ته مانده بشقابها را هزينه کنيد. ته مانده سيستم رفاه! هيچ انساني به 140 سالگي نرسيد، هيچ انساني 140 روز پشت ديوار انسان نماند! اگرچه 2+2 کماکان 4 است اما فعلا 3 شد. گاهي هم 5 ميشود! رژيم آخر خط است و کاسبکار. حراج تابستاني را بهار اعلام کرد که چون تابستاني در کار نيست. اسامي 60 و 67 را کسي به خاطر نسپرد. اين اسامي اما از جنس ديگرند و اين ليست شيندلر سهم شماست از تاريخ. بجنبيد!   

 

مصاحبه رادیو برابری با مادر بهروز کریمی زاده: جان بهروز در خطر است - صوتي

 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور- قبلا اعلام کردیم که دستگاه سرکوب حکومت جمهوری اسلامی قرار بازداشت رفیق بهروز کریمی زاده را به قرار وثیقه ٣٠٠ میلیون تبدیل کرده است. تعیین چنین وثیقه سنگینی تا کنون در تاریخ دستگاه های امنیتی حکومت بی سابقه بوده است. خانواده بهروز با اعتراض به مقدار بالای این قرار وثیقه خواهان کم کردن آن شده اند که با مخالفت مسولین روبرو شده اند.

مسولین امنیتی حکومت اعلام کرده اند که مبلغ ٣٠٠ میلیون باید حداکثر تا ١٠ روز دیگر  (٢٠ اسفند برابر با ١٠ مارچ) پرداخت شود، در غیر این صورت بهروز را به بند زندانیان غیرسیاسی منتقل میکنند و دیگر نمیتوانند جان او را تضمین  بکنند.

تعیین قرار وثیقه سنگین برای بهروز و بعد انتقال او به بند زندانیان غیر سیاسی و اعلام عدم امنیت جانی او از طرف خود مسولین حکومتی ،توطﺌه ای  آشکار برای به خطر انداختن جان رفیق بهروز کریمی زاده است. جمهوری اسلامی مسول جان بهروز است! با شکنجه و سرکوب نتوانستند بهروز را بشکنند، نقشه های اینچنین پلیدی را برایش میکشند.

اعمال وحشیانه دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی در قبال همه رفقای دربند و بخصوص رفیق بهروز با اعتراضات جهانی روبرو شد. این توطﺌه...

کمکهای مالی خود را از طریق آدرس بانکی زیر به دست ما برسانید:

Name: K.H 

Sort Code: 40-04-37

Account Number: 01568604

Bank: HSBC

١٤ اسفند ١٣٨٦ - آزادی - برابری

+ نوشته شده در  2008/3/6ساعت 3  توسط رزا روشن  | 

دست دين، ايدئولوژي، دولت و احزاب از بدن ما کوتاه!

Women must decide their fate, not the state."

راهپيمائی بزرگ در روز 8 مارس 2008 در شهر بروکسل، کارزار مبارزه برای لغو کليه قوانين نابرابر و مجازات های اسلامي علیه زنان " در تدارک راهپيمائی بزرگی در روز 8 مارس 2008 در شهر بروکسل، بلژیک است.

طنز نوشته ای برای کارزار زنان در سال ۲۰۰۶ (برای خواندن اين مطلب که به قيچي سانسور و تبر استالين گرفتار شد و بلاخره بجای دوخت و دوز سرش را امسال بر بدنش منگنه کردم! ) روی ادامه مطلب کليک کنيد!
 
 

گفتگوهای بياد ماندنی از راهپيمايی کارزار زنان بخش اول: شروع ـ روز 4مارس2006 فرانکفورت (آلمان)

 برای خواندن اين مطلب روی گفتگوهای به ياد ماندني کليک کنيد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/3/4ساعت 13  توسط رزا روشن  | 

مسئولين نظام به خود نگيرند:ما برای تجديد پيمان با اسلام ،انقلاب و امام در راهپيمايي شرکت ميکنيم.

رزا: بر خلاف نظرپروين پايدار (ناهيد يگانه) مادر "سکولار" فمنيست اسلامي من از وجود زنان در فعاليت های ارتجاعي شاد نمي شوم، بلکه چندين بار گلاب به روی شما روی اين تفسير ها بالا آوردم. عکس بالا حتما پشت پلاکادش نوشته: "خمينى عزيزم بگو که خون بريزم". نقش گيری گسترده زنان در دوران سلطه فاشيست در آلمان (و جاهای ديگر) زنان را نه تنها آزاد نکرد، بلکه جلوی حرکت مترقي و مستقل زنان را هم گرفت.  باج دادن امروز زنان سکولار به مذهب و استفاده از ابزار و متدهای مذهبي (برگزاری مجالس دعا، پخش آش نذری و آجيل مشکل گشا...) اگرچه مدتي راه بالا رفتن زهرا خانم ها را از بيضه اسلام هموار کرد، و اگرچه زنان اليت و سکولار با لاس زدن با بالايي ها و پرداخت ديه و نجات چندين زن از سنگسار، ته مانده بشقاب اروپا را نصيب خود کردند، اما اين همه نه فمنيست است و نه سکولار. نه سازماندهي زنان است عليه سنگسار و ... بلکه اين اپورتونيسم است، دست در دست ارتجاع! باج دادن به مذهب و افتتاح دکاني که روزانه ما را از لولوی گسترده شدن سنگسار، قطع دست و پا، چشم را از حدقه در آوردن، به صليب کشيدن و اجرای "حدود" اسلامي آنقدر ترسانده، که اکنون هر انساني در جهان حاضر است جيب اين ضحاک را (همچنين کيف دلاله هايش را) آنقدر طلا پر کند که لکه ننگ اين جنايت بر بشريت در قرن 21 بي رنگ شود. اما آيا احقاق حقوق انساني سرويس خدماتي است، که در برابرش پول خرج کرد؟ و يا دست بوس شيطان شد؟ کالايي به اسم سنگسار و اعدام نکردن، چشم درنياوردن اختراع رژيم اسلامي است! حراج است حراج! تا تمام نشده جان چند تن را با پرداخت ديه بخريم! از شبکه وکلا، حقوق بشری ها، آيت اله های "متجدد"، ان جي او ها، کنشگران، راهي ها، آشپز باشي ها و آشخورها همه کاسه بدست منتظرند. نعنا داغ داغ است و ارزانترين قرباني ها برای نجات در انتظارند!  ادامه دارد...

پرونده سنگسار مکرمه و افتضاح علما  از چشمان زنان

دست پخت شاگرد اول کلاس اکابر فمینیستی:

استفتا از عما و فقها

 
پس از آش رشته پزی همراه با شعارهای کشک و نعنا داغ از جانب کمپین یک میلیون نذری و صدقه، حالا نوبت دلاله های رژیم است تا مسئله حجاب را در آستانه ی هشت مارس مطرح و لوث کنند. چند نفری که اسم خودشان را "جنبش زنان" گذاشته اند و خود را سخنگوی تمام زنان ایرانی می دانند، از گفتمان جدیدی حرف می زنند. اگر قبلاً و در ابتدای انقلاب شعار اسلامیان "یا روسری، یا توسری" بود و به زور توسری چماقداران رژیم زنان را روسری به سر کردند، امروز به مدد توجیهات دلالان و دلاله هایشان از "یه روسری سر کردن کسی رو نکشته؟" حرف می زنند و به خوبی می بینیم در طی بیست و هشت سال حکومت چماقداران، چگونه کلمه "توسری" جای خود را با کلمه ی "کشتن" عوض کرده است و چگونه و با چه وقاحتی کلمه "کشتن" را بر زبان می آورند و چگونه ذره ذره این دلاله ها روی خواسته های پیش پا افتاده زنان و حقوق زنان ماله می کشند و راه رژیم را باز می کنند تا اسکلت پوسیده اش را هنوز استوار نگه دارد.

چرا جنبش زنان به مسئله "حجاب" نزدیک نمی شود؟/ دست پخت جدید شادی صدر

« حجاب » چگونه اجباري شد؟ (در اين نوشتار تلاش شده صرفا با استفاده از مندرجات روزنامه كيهان ابتداي انقلاب اين روايت بازآفريني شود) / نیما نامداری

اجباري شدن حجاب در ايران (2): حجاب "اختیاری" است به شرط آنکه "با حجاب" باشی! / نيما نامداری

اجباري شدن حجاب در ايران : ( گام سوم) یا حجاب یا اخراج ! / نيما نامداري

چند فیلم ویدئویی از مقاومت زنان در برابر مسئله حجاب: ویدئوی یک/ ویدئوی دو/ ویدئوی سه/ ویدئوی چهار/ فیلمی از شورش یکشنبه در آریاشهر، این فیلم با موبایل تهیه شده. درج در چشمان زنان 

خبرنامه امیرکبیر:  مقاومت یک دختر جوان در برابر دستگیری توسط ماموران گشت ارشاد، باعث درگیری مردم با گشت ویژه ارشاد و پلیس ضد شورش شد. ساعت ۷ بعد از ظهر روز گذشته در مقابل پاساژ گلدیس در صادقیه، در حالیکه ماموران انتظامی قصد داشتند دختری را به دلیل نامناسب بودن حجاب دستگیر کنند، وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. در پی ضرب و شتم این دختر توسط باتوم، سر و صورت وی به شدت زخمی و خون آلود شده که این صحنه موجب اعتراض مردم حاضر در محل و درگیری آنها با ماموران شد. زمانی که خودروی ون گشت ارشاد قصد حرکت داشت با مقاومت مردم روبرو شد و مردم از حرکت کردن خودرو جلوگیری کردند. در همین حین مردم که اکثر آنها پسر و دختر های جوان بودند، شعار هایی بر علیه نیروی انتظامی و مسئولین نظام دادند. همچنین مردم شعارهایی را علیه پلیس و احمدی نژاد سر داده و سطل های زباله را به آتش زده اند. “حکومت نظامی، نمی‌خوایم، نمی‌خوایم” یکی از شعارهای مردم در این درگیری بود. ماموران نیروی انتنظامی در اقدامی تحقیر آمیز پسر معترضی را که از این دختر دفاع کرده بود، به داخل سطل زباله در برابر پاساژ می اندازند که این صحنه نیز باعث خشم مردم و درگیری آنان با نیروی انتظامی می شود.

ویدئو کلیپ> درگیری مردم در تهران با نیرو های انتظامی سايت انتگراسيوون امروز [ شنبه 4 اسفند] ساعت ۷ بعد از ظهر در فلکه دوم آریا شهر (روبروی برج گلدیس) در پی دستگیری دختر جوانی توسط گشت ارشاد، به دلیل نا معلوم، باعث به وجود آمدن درگیری بسیار شدید میان پلیس و مردم شد. زمانی که خودروی ون گشت ارشاد قصد حرکت داشت با مقاومت مردم روبرو شد. و مردم از حرکت کردن خودروی گشت جلوگیری کردند. در همین حین مردم که اکثر آنها پسر و دختر های جوان بودند شعار هایی بر علیه نیروی انتظامی دادند. در مجتمع گلدیس دیگر کسی حضور نداشت و همگی روبروی درب این مجتمع تجمع کرده بودند. پلیس که وضعیت را بسیار بحرانی میدید محل را به سرعت ترک کرد. اما دو سرباز گشت ارشاد را به دلیل عجله فراوان با خود نبردند که با حمله شدید مردم به این دو سرباز آنها نیز پا به فرار گذاشتند. حراست مجتمع گلدیس نیز با کیسه های گچ از طبقات بالا به مردم حمله ور شدن که با شکسته شدن شیشه های مجتمع توسط مردم روبرو شد. در حال حاضر تمامی خیابان های منتهی به فلکه دوم صادقیه با ترافیک بسیار سنگینی مواجه است. در ضمن نیروی انتظامی هیچ گونه مقاومتی در مقابل حرکت مردم نکرد.

 سوال روز: چرا حجاب برای همه اجباری است بجز فمنيست اسلامي؟ 

خواندني۱: نقدی بر آش نذری برای آزادی فعالان زن نيما

نمی توان در یک زمان هم رادیکال بود و هم میانه رو، چارچوب تئوریک است که معلوم می کند آیا باید زندان رفت یا نه؟ سقف به صرفه بودن زندان و سرکوب شدگی تا کجاست؟ آیا باید در هزینه های دیگر کنشهای اعتراضی (قومیتها، کارگران و ...) شریک  شد یا پتانسیل محدود جنبش زنان را صرف مساله زنان کرد؟ بین حمایت رسانه ای رادیوهای خارجی و جلب اطمینان سیستم قضائی و امنیتی کدام را باید انتخاب کرد؟ اگر اولی را انتخاب کردیم آیا باید باز بر روی مطالبات حداقلی متوقف بمانیم؟ و اگر دومی را انتخاب کردیم می توانیم به عنوان مثال آشکارا از اجباری بودن حجاب انتقاد کنیم؟ چارچوب تئوریک، نت موسیقائی است که ارکستر را همنوا کرده و آهنگ را در گوش مخاطب موثر و خوشایند می کند.

خواندني۲: نقدی بر رويكرد كمپين به مذهب / بلال مرادويسی

ذکر نام بزرگان دین اگر که به جهت تقلیل هزینه برای فعالین کمپین بوده، به ظاهر زیاد کارگر نیفتاده و موج برخورد با فعالین جنبش زنان، خلاف آن می­گوید. اگر دلیلش آن است که طیف وسیعی از فعالین برابری­خواه و در این مورد فمينیست‌های مسلمان همراه جنبش گردند، دلیل سکوت و بی­طرفی بیانیه کمپین در مورد خواسته­های مثلاً فمینست‌های سوسیالیست در مورد زنان کارگر چیست؟ آیا این بی‌طرفی مانع همراهی چپ­ها با کمپین شده است یا خیر؟ بی‌طرفی کمپین در مورد خواسته­های ویژه زنان اقلیت­های ملی و دینی، آیا مانع همراهی ایشان گشته است یا خیر؟

پرسش­های فوق از آن جهت مطرح شد که آن‌چه را به رأی من باید که رویکرد کمپین می­شد در مواجه با دین بیان کنم و آن بی­طرفی کمپین (منظور بیانیه) در این یکی مورد نیز به مانند آن­چه که ذکرش رفت، است. موافق این سخن فعالین کمپین­ام که وظیفه کمپین نه برطرف نمودن دغدغه­های فعالین چپ، هویت­گرا و ... که تلاش برای رفع ظلم­هایی است که در حق زنان فارغ از نژاد و کیش و طبقه‌شان، قانوناً!! روا می­شود اما کاش رفع دغدغه دینی جامعه نیز وظیفه کمپین نمی­بود که به خطا مهر تائید گاه و بی‌گاه معدود بزرگ دینی را چنان با آب و تاب بازتاب دهیم.

خواندني۳: نقدي بر كمپين تغيير قوانين زن ستيز / امين قضايي دو شنبه27 آذر 1385

نشريه خاك: بورژوازي ميخواهد از طريق روشهاي معمول فمينيسمليبرال، جنبش زنان ايران را در اختيار گرفته و آن را به سمت منافع خود منحرف كند. به همين خاطر خواستههاي حداقلي و بي ازرش خود را مطرح ساخته، اما حتا ابزار لازم براي اين لقمهگيري از حاكميت اسلامي را هم نمييابد. چرا كه اصلا قوانين بر مبناي قرارداد اجتماعي و حداكثر رضايت شهروندان حاصل نشده كه بخواهد با يك ميليون امضا از ايشان، اندكي در خويشتن تجديد نظر نمايد. خلاصهي توجيهات فعالين كمپين آن است كه چون قوانين زن ستيز جزو اصول دين نيست پس تغيير و حذف آنها اصول و فلسفه وجودي قوانين را به خطر نمياندازد. فعالين كمپين با اين طرح، گفتمان خود را از فمينيسم ليبراليستي وارد يك مسئله فقهي ميكنند. ميخواستند از جنبش خياباني فراتر بروند از مسجد و حوزه علميه سر در آوردند!

خواندني۴

داغي آش نذری "کمپين يک ميليون امضا" دهان طرفدارانش را سوزاند! - رزا روشن 

خواندني۵

فمنيست پست مدرن يا شکمي !!!

+ نوشته شده در  2008/2/28ساعت 3  توسط رزا روشن  | 

ما تصميم ميگيريم!

رزا روشن 26 فوريه 2008

هر چه به روز جهاني زن نزديکتر مي شويم احکام و 4 چوبها در سطح کهکشاني(اينترا گالاکتي) سفت و سخت تر ميشود. اينجا به اصطلاح در" مهد تمدن و دمکراسي" هم هر "آجان ي" قرار است برای ما زنان تصميم بگيرد. پاسبون های ناموس دور و بر کم نيستند، حالا اين آقا شهردار نصفه نيمه هم روش! جريان اينقدر مزحکه که مقاومت در برابرش وظيفه است! در بروکسل شهری در بلژيک، بلژيک کشوری در اروپا، يک سفارت بو دار ج. اسلامي هست که امسال قرعه به نامش افتاده که روز زن چند تا بد و بيراه نصيبش بشه، اما گويا بروکسل ملوک الطوايفي اداره ميشه! بنابر اين تاکنون ملوک مناطق جلوی سفارت امريکا، ساختمان اتحادیه اروپا و جلوی سفارت رژيم اجازه استفاده از منابع طبيعي، و 4 عنصر پايه ای را با امضايي وزين صادر کردند. اما سالار خان منطقه السن بشدت از حضور زنان ترسيده و به بهانه اخلال "احتمالي" زنان در کسب و کار رعايا ی منطقه السن، اعلام کرد که زنان برای رسوندن خودشون به سفارت ج. اسلامي بايد از روی ملک ايشان بپرند! اينکه ورود مثلا 1000 تا زن "خشمگين از مردسالاری" زندگي مردسالاران منطقه را مختل ميکنه، البته درش بحثي نيست. اما اخلال درکسب کار و تجارت؟ اين زکي! مطمئنا هر جا زنان باشند، تجارت هم رونق بيشتری داره! برای همين ايراد بني اسلامي و اينکه اصولا برای ممنوعيت زنان معترض به وضع موجود آقايون، خوانين، و ... بهتره دلايل متفکرانه تری را از اين به بعد ارائه بدهند، بايد اين "ممنوع" را مشخصا "ممنوع" کرد. بخصوص که روز جهاني زن است و درشت شنيدن از طبقه ای که به دليل آلتش هر ثانيه در حال طرح 4 چوب های من(مرد) در آوردی است جدن خفنه!

اينکه عملا ما خودمون رو چطور به جلوی در سفارت اسلامي برسونيم مهم نيست، با خط 11 يا سواره- لي لی يا کلاغ پر و يا عملا مثل آلمان شرکت در بازي گرگم- گله، ميبره-نميزاره، به خلاقيت افراد و تصميم گروههای زنان انترناسيونال شرکت کننده ربط داره. اما فعلا (تا روز 8 مارس و تصميم زنان) دوستان ما درمنطقه السن مشغول جمع کردن امضا های حمايتي و ورود زنان به منطقه السن از اهالي هستند و گفتند که بد نيست از کشور های مختلف در اعتراض به احکام بني اسلامي شهردار منطقه السن فعلا چند عدد فکس روان کنيم. اينکه هر شخصي به چه زباني و "چگونه" اعتراضش را بيان کنه البته به خودش مربوطه! اما از آنجايي که برخي وقت نوشتن فکس بي خطر و محترمانه ای را به انگليسي ندارند، يکي از دوستان که به زبان بوروکراسي موجود آشنايي داره چند جمله را فرموله کرد که در زير مي آورم و ميشه ازش استفاده کرد. اما خواهشا اگر فکس نداريد و ای- ميل کرديد، يک نسخه به اي-ميل بلاگ و يا سايت کارزار زنان هم بفرستيد، چون ممکنه اي-ميل های ما به طرف مربوطه "کاملا تصادفي" اما "معمولا" سيستماتيک حذف شوند! با فرستادن کپي آن به ما البته پست شما با گارانتي و کاملا سفارشي اما مجاني! به آدرس مورد نظر ميرسند! اميدوارم "بخصوص دوستاني" که در راهپيمايي  "کارزار زنان" شرکت نميکنند و يا آنهايي که در طول مسير راهپيمايي با ما نيستند و فقط در انتهای مارش زنان جلوی سفارت اسلامي برای اعتراض به رژيم به ما مي پيوندند در همبستگي با زناني که مي خواهند کل اين مسير طولاني را پياده طي کنند به تصميم شهردار منطقه السن در بروکسل بطور گسترده تری اعتراض کنند! چرا که دفاع از آزادی "حرکت" ما امروز، تضمين آزادی شما است. در فردا! يا بقولي سکوت در برابر ممنوعيت ما، جاده صاف کن سرکوب حرکت های شماست! در خاتمه خصوصي بگم، ما حتما خودمونو يک جوری به مقصد ميرسونيم. اهميت قضيه اعتراض گسترده به وضع موجوده! که البته اهميتش به نظرم در حد راهپيمايي "کارزار زنان" نباشه کمتر هم نيستش. پس پيش بسوی دستگاه های ارتباطي :

 

آقای ویلی دوکورتی عزیز

با کمال تعجب شنیدیم که مجوز تظاهرات زنان ایرانی به طرف جمهوری اسلامی در هشت مارس 2008 را رد کرده اید.

ما جدا به این تصمیم اعتراض داریم و از شما می خواهیم در تصمیم خود تجدید نظر کرده و برای تظاهرات طبق نقشه قبلی مجوز صادر کنید.

 

با احترام،

....

 

Dear Mr Willy Decourty

 

With utter disbelief we heard about your decision to reject the permission to hold a procession towards the Embassy of the Iranian Republic by the Iranian women on March 8, 2008.

 

We seriously object to this decision and request you to revise it, according permission for the demonstration to proceed as planned.

 

Regards,

…..

 

لطفا اعتراض خود را به این تصمیم گیری به آدرس فاکس و ای میل شهرداری منطقه السن  بفرستيد:

 

Willy  DECOURTY, Mayor

City Hall

Chaussée d'Ixelles 168
1050
IXELLES


w.decourty@brutele.be

Fax:(0032) 02 515 61 59

Tel: 02 515 61 29

 

برای دريافت اطلاعات صوتي و نوشتاری بيشتر لطفا روی

 بلاگ کارزار زنان

و برای مطلع شدن محل و زمان راهپيمايي روز زن کليک کنيد

راهپيمايي بروکسل

  

ارتباط با کارزار:

www.karzar-zanan.com

karzar2005@yahoo.com

http://www.karzarzanan.blogfa.com/

 نامه طولاني تر و به زبان فرانسه لطفا روی ادامه مطلب کليک کنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/2/26ساعت 6  توسط رزا روشن  | 

Video: Pistolera - Cazador

 
Pistolera's debut video for the anti-mintueman song "Cazador" from their debut album "Siempre
Hay Salida". Shot in Brooklyn at Barbes. Directed by Daniela Capistrano
وبسايتPistolera
“Cazador” (”Hunter”), a protest against the Minutemen civilian border patrol, includes lyrics that translate to: “They say they are protecting, the country from illegals/ But how, if this same land was stolen from Mexicans?/ . . . You with the binoculars, who comes to patrol, go home.”
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 13  توسط رزا روشن  | 

زن زدائی از طبقه کارگر!

 

در نقد مقاله آقای بهزاد سهرابی -  ماندانا رحيمي -

30 بهمن 1386

مقاله اي از آقايي بنام "بهزاد سهرابي" به تاريخ 86/11/24 در سايت "سلام دمكرات" به مناسبت 8 مارس درج شده است. هنگام خواندن اين مقاله انسان دچار اين حيرت مي شود كه آيا ايشان به مفهومي تحت عنوان «مساله زن» و عمق و دامنه ي آن  آشنا مي باشند يا اينكه صرفا براي همرنگ شدن با جماعت و نان را به نرخ روز خوردن، خود را ملزم به نظردهي ديده اند.

.............

نوشته ي آقاي سهرابي نشان ميدهد كه ايشان در جريان جدل ها و منازعات و بعلاوه تلاش هاي نظري كه در جنبش كمونيستي بر سر مساله زنان جاري بوده و هست قرار ندارند. ضمنا مطالعه و دركي نيز از جنبش فمنيستي، تلاش هاي ارزشمندي كه توسط زنان فمنيست در نظريه پردازي و نقد ديدگاه هاي سنتي در زمينه مساله زنان و ارائه راهكار صورت گرفته، ندارند. آقاي سهرابي – لابد بنظر خود براي طبقاتي كردن موضوع – همه جا "زن و مرد" را با هم مورد خطاب قرار داده است. ايشان مي نويسند:

"امروز ما شاهد مناسبات توليدي و روابط كار و سرمايه اي هستيم، كه در آن زنان و مردان در عرصه كار و زندگي، به يك اندازه استثمار شده و در فضا اي آكنده به تمامي اشكال ستمگرانه دست به گريبانيم كه بيان هر خواست انساني جرم تلقي شده و زن و مرد معترض، به اين مناسبات به يك ميزان دادگاهي و محاكمه مي شوند و احكام صادره بدون تبعيض بر سر زنان و مردان نازل شده و ...."

بنظر مي آيد ايشان در كره مريخ به سر مي برند و يا اينكه دچار بيماري كور جنسي مي باشند. در نظام سرمايه داري در مناسبات ميان كار و سرمايه، زنان و مردان كارگر استثمار مي شوند. اما اصرار بر "يكسان" بودن اين استثمار هم نشان از درك پائين از اقتصاد سياسي سرمايه داري و مكانيسم كاركرد آن دارد و هم نشان از نگاهي مردسالارانه. در مناسبات كار و سرمايه، زنان بخاطر جنسيت خود (و نه صرفا بخاطر كارگر بودن) دستمزد پائينتري نسبت به مردان دريافت مي كنند. شعار "مزد برابر براي كار برابر" همين موضوع را مورد برخورد قرار ميدهد. به يك معنا زنان كارگر در روند كار با استثمار بيشتري روبرويند. آنها نسبت به مردان كارگر ارزش افزوده ي  بيشتري را بحساب سرمايه دار واريز مي كنند. امروز با رشد روند گلوباليزاسيون و زنانه شدن بيشتر نيروي كار، اين امر ابعادي فاجعه بار بخود گرفته است. اين تازه يك جنبه از اين مناسبات استثمارگرانه است. جنبه هايي مانند توهين، تحقير، سوء استفاده هاي جنسي و هزار درد ديگر، جوانب ديگري از اين مناسبات است. كار خانگي زنان (چه زنان كارگر و غيره) موجب چرخش سودآورتر سرمايه براي كل نظام سرمايه داري است. بخش بزرگي از بازتوليد نيروي كار، بر عهده كار رايگان و فرساينده زنان است كه همه ي آن فعاليت هايي كه به خانه داري معروف است را انجام مي دهند؛ و شمار زناني كه افزون بر اشتغال در خارج از خانه هم چنان بردگان كار خانگي مي باشند روز به روز بيشتر مي شود. بنابراين جنسيت زدائي از اين موضوع و گفتن اينكه "زنان و مردان در عرصه ي كار و زندگي به يك سان استثمار مي شوند" در خوش بينانه ترين حالت فقط يك شوخي عقب مانده و تلخ و خارج از بعد زمان و مكان بنظر مي آيد. 

بعلاوه ايشان دركشان از «مناسبات توليدي» محدود به رابطه ي خريد و فروش نيروي كار ميان سرمايه دار و كارگر است. نتيجتا قادر نيستند دركي ماركسيستي از جايگاه ستم بر زن در نظام اجتماعي اقتصادي سرمايه داري، به پيش بگذارند. مناسبات توليدي پيش از هر چيز يك پديده ي اجتماعي است كه رابطه ي خريد و فروش نيروي كار ميان سرمايه دار و كارگر تنها يك بخش از اين مناسبات توليدي اجتماعا سازمان يافته است. خريد و فروش نيروي كار ميان سرمايه دار و كارگر بر بستر يك روابط اجتماعي پيچيده انجام مي شود كه جايگاه فرودست و نابرابر زن يكي از مولفه هاي مهم آنست. كالائي بنام نيروي كار نيز در يك فرآيند كلي اجتماعي توليد مي شود كه زنان از زمان زائيدن تا ارائه خدمات خانگي نقشي اساسي در آن دارند. اما برخلاف كارگر، نقش زن در اين فرآيند اجتماعي پنهان مي ماند. و نگاه مردسالارانه مشتاق پنهان ماندن اين نقش در جريان بازتوليد جامعه مي باشد. نديدن اين واقعيت و تقليل دادن مناسبات توليدي به رابطه ي ميان كارگر و سرمايه دار، بيان يك درك اكونوميستي از روابط توليدي و اجتماعي استثمارگرانه است. اين درك درون جنبش كارگري غلبه دارد و  به همين دليل است كه گرايش مردسالاري ویژگی اغلب جنبش هاي سنديكائي و اتحاديه اي در ايران و در جهان مي باشد. تا زمانی که جنبش کارگری این درکها را از صفوف خود نزداید، قادر نخواهد بود شکافی را که بورژوازی از طریق تقویت مرد سالاری بین زن و مرد کارگر بوجود آورده خنثی کند. خنثی کردن این شکاف با لاپوشانی کردن آن تفاوت دارد. بورژوازی این شکاف را لاپوشانی می کند اما یک کارگر آگاه آن را افشا می کند تا آن را محو کند.

امثال آقای سهرابی قادر به درک و تصور این نکته نیستند که زن کارگر در هر لجظه هم کارگری است که استثمار می شود هم زنی است که بر او ستم مضاعف می شود. اگر اولی از سوی سرمایه داران اعمال می شود، دومی از سوی سرمایه داران و مردانی است که در ستم بر زن با سرمایه داران شریک شده اند. زن کارگر ناچار است علیه ستم طبقاتی و ستم جنسیتی همزمان مبارزه کند. مبارزه طبقاتی بدون مبارزه علیه ستم جنسیتی عمق نمی یاید. بدون مبارزه با بینش مردسالارانه در صفوف جنبش کارگری نمی توان صحبت از اتحاد میان زن و مرد کارگر کرد.

برای خواندن کل مطلب لطفا روی ادامه مطلب کليک کنيد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2008/2/22ساعت 0  توسط رزا روشن  |