برای چگونه آمدن به کمپ هامبورگ Vorhornwegروی ادامه مطلب کلیک کنید!
اکسیون روز ۲۲جمعه و۲۳ شنبه است کمپ تا روز ۲۴ یکشنبه بازه.
مهم! در لینک زیر میشه اخبار اکسیون ها را در هامبورگ و حومه موبایل دنبال کرد!
http://camp08.antira.info/mobil.html
1 آخر هفته داغ در هامبورگ

خوب! شمارش معکوس شروع شد.
الان عده زیادی در هامبورگ هستند. بعضی هم جمعه خودشون را به فرودگاه دیپورت میرسونن.Antira: Andrea Doria, Tel. 0162-8687180 Email: presse08@antira.info
Klima: Ines Koburger, Tel. 0171-4151517 Email: presse@klimacamp08.net
22.08.2008 (11:00 - 19:00)
در زیر ۱ بار دیگه لینک های مفید:
Doppelcamp camp08 Büro اینجا هم ۱ هیپ هاپ از پارتیزان ![]()
Treffpunkte für Samstag
Gegenstrom08 nimmt am 23.8.2008 an zwei parallelen Demonstrationen teil:
- ab S-Bahnhof Heimfeld
- ab s-Bahnhof Neuwiedental
Beginn jeweils 12 Uhr!
آرام غنچه زر:تراژدی قتل ناموسی در مریوان باز هم به طرز دهشتناک تری تکرار شد
در بامداد روز جمعه 25/5/87 قلب فرشته نجاتی از تپیدن افتاد.ماده 220 قانون مجازات اسلامي بيان مي دارد: <پدر يا جد پدري كه فرزند خود را بكشد قصاص نمي شود و به پرداخت ديه قتل به ورثه مقتول و تعزير محكوم خواهد شد.> اين ماده قانوني زماني در مبحث قتل هاي ناموسي بررسي مي شود كه نوع خاصي از آن در محدوده اين ماده قرار مي گيرد و آن هنگامي است كه رابطه قاتل و مقتول رابطه پدر و فرزندي است و قتل نيز با انگيزه ناموسي صورت گرفته است. قانونگذار در اين ماده پدر را در صورت كشتن فرزند با هر قصد و انگيزه اي كه باشد، از مجازات قصاص تبرئه كرده و مجازات آن را محدود به پرداخت ديه به ورثه و تعزير كرده است. به نظر مي رسد وضع چنين ماده اي در جوامع سنتي مانند ايران كه پدر خود را مالك جان و حيثيت و شرف فرزند مي داند نه تنها گره بسته اي را نمي گشايد بلكه تنها به وخيم تر شدن وضع موجود مي انجامد. وقتي پدري دختر هفت ساله خود را به قتل مي رساند و بعد در جواب قاضي كه دليل كارش را پرسيده، مي گويد كه به شمار ربطي ندارد من پدرش هستم و اختيار او را دارم، به خوبي مي توان به اين نكته پي برد.
امتیاز رژیم به مردسالاران: ما می کشیم، شما نیز برای حفظ ناموس بکشید!
عکس فرشته نجاتی را در ادامه مطلب گذاشتم تا فراموشم نشود گلوهای بریده خواهرانم در آن سوی جهان.
(به یاد الکساندر سولژنیتسین که از پلشتی حکومتهای توتالیتر و ایدهئولوژیک پرده برداشت) برای خواندن کل مطلب روی ادامه مطلب و یا روی به یاد الکساندر سولژنیتسین کلیک کنیم
چند مقاله خوب قدیمی از نقد نو VOA نفير دمكراسي محتضر/ ع. چلیاوی
گفتوگويي خودماني با جرمين گرير نويسندهي كتاب خواجهي مونث
تيان آن مِن: سركوب خلق، به نام خلق/ مازيار سميعي
رزا لوگزامبورگ اگر زنده بود درباره كوبا چه ميگفت؟
گوش کنید 4 دقیقه 55 ثانیه عکس تخريب خانه هاي مهاجرين افغاني در شيراز ايران
مرحله سوم طرد اتباع بيگانه و غير مجاز و تخريب آلونکهاي آنها و عمليات پاکسازي در شيراز اجرا شد.
اين تيتر باعث شده تا بسياري از ديگر افراد سودجوي ايراني از موقعيت استفاده كرده برعليه مهاجرين دست به اقدامات ناخوشايندي بزنند. بنابر اين به تمامي مسولين طرح اخراج مهاجرين توصيه مي كنيم قبل از اينكه هردوملت ايران و افغانستان شاهد صحنه ناگوار پيامد اينچنين حركات تحريك آميزي باشند جلوي اينها گرفته و مسببين اين امور را محاكمه نمايند.
طبق قوانين بين المللي و توافق كميسيون سه جانبه ( افغانستان – ايران – ملل متحد ) هيچگونه اجباري براي بازگرداندن مهاجرين افغاني از ايران نيست و دولت ايران موظف است تا مهاجرين را بصورت داوطلبانه به افغانستان بفرستد. غلامي بخشدار شيراز در اين باره اظهار داشت: با افرادي که اماکن خود را در اختيار اتباع غير مجاز قرار دهند برخورد جدي و قانوني مي شود. وي مهمترين مشکل اتباع غير مجاز را در اماکن مختلف را مسائل بهداشتي عنوان کرد و ادامه داد اکثر اتباع بيگانه غير مجاز دچار بيماري وبا و سل هستند و به دليل ارتباط مستقيم انها با مردم و شهروندان اين بيماري منتقل مي شود. ادعاي اين مسول ايراني بصورت عام ذكر شده و بيانگر اين مطلب است كه همه مهاجرين افغاني در ايران داراي بيماري هاي مسري بوده بدينوسيله اذهان مردم ايران را نسبت به همه مهاجرين مخدوش مي سازد. جالب توجه است كه تا كنون هيچ فردي نتوانسته ادعا كند كه همه ايراني ها از بيماري هاي واگير دار مبرا بوده و يا همه افغان هاي داراي اين چنين بيماري ها هستند. اما اين جناب مسول ايراني اينگونه وانمود نموده است كه همه مهاجرين افغاني در ايران داراي اين بيماري بوده و گويا دولت ايران ملزم به برخورد با آنان است.
1 آخر هفته داغ در هامبورگ

خوب! شمارش معکوس شروع شد.
الان عده زیادی در هامبورگ هستند. بعضی هم جمعه خودشون را به فرودگاه دیپورت میرسونن.Antira: Andrea Doria, Tel. 0162-8687180 Email: presse08@antira.info
Klima: Ines Koburger, Tel. 0171-4151517 Email: presse@klimacamp08.net
در زیر ۱ بار دیگه لینک های مفید:
حزبالله در آلمان تا زمانی که از سوی سیاستمداران دست کم گرفته شود و مسئولان امنیتی کشور از آنها هراس داشته باشند، فعال خواهد بود. حال آنکه سازمان حزبالله که از سوی بسیاری به عنوان حزب سیاسی ارزیابی میشود، در حقیقت یک گروه تروریستی است که از بهترین تأمین مالی، تسلیحاتی، آموزشی و سازمانی در سطح جهان برخوردار است.معروف است که کشورهای اروپایی از جمله آلمان با اسلامیستها و گروههای تروریستی مماشات میکنتد. به ویژه پس از آنکه معلوم شد برخی از تروریستهای یازده سپتامبر در آلمان تحصیل کرده و از آنجا تدارکات دیدهاند، این تصور بیشتر تقویت شد که سیاستمداران آلمان این گروهها را بسیار دست کم میگیرند. الکساندر ریتسمان Alexander Ritzmann تحلیلگر سیاسی «بنیاد اروپا برای دمکراسی» مستقر در بروکسل، در مقالهای در دی ولت (13 اوت) به موقعیت حزبالله در آلمان و پشتیبانی ایران از این گروه میپردازد...
خبر دستگیری یک دانشجوی پزشکی از شهر گوتینگن آلمان که در ماه ژوییه به اتهام جاسوسی برای حزبالله در اسراییل دستگیر شد، با این گزارش مطابقت دارد. گفته میشود خالد ک. یک فلسطینی 29 ساله با گذرنامه اسراییلی است که سالهاست با کادرهای حزبالله در آلمان رابطه دارد از جمله با این هدف که دانشجویان را به حزبالله جلب کند.«افسر مسئول» خالد بنا بر کیفرخواست وی در اسراییل، شخصی به نام هشام رییس «انجمن پروژه کودکان یتیم» بوده است. دولت آلمان تا کنون در این مورد که آیا این انجمن ارتباطاتی با حزبالله داشته است، اظهارنظری نکرده است. تأیید این ارتباط به این معنی خواهد بود که کمکهای مالی را که مردم آلمان به این «انجمن» میپردازند و در عمل به جیب حزبالله میرود، از مالیات آنها کم شده و در واقع از صندوق دولت پرداخت میشود.
برای خواندن مقاله به آلمانی اينجا را کلیک کنید. ادامه مطلب ترجمه فارسی مقاله از گویا نیوز است
"می¬توانیم دو گونه مردن را تصور کنیم: یکی به صورت غیرممکن ممکن (L’impossible du possible) و دیگری به صورت یک ممکن غیرممکن (Le possible de l’impossible)."
notre_musique
http://www.youtube.com/watch?v=XGwmYj_72bY
Godard : Le Paradis
1. شما مطمئن هستید که آقای درویش اینجا هستند؟
2. بله، ایشان دیروز رسیده است...
3. چرا آدم¬های انساندوست انقلاب نمی¬کنند؟
4. زیرا آدم¬های انساندوست انقلاب نمیکنند دخترم، آنها کتابخانه¬ها را می¬سازند.
5. و قبرستان¬ها را.

اينجا هم ۱ کليپ داغ"bella ciao
در حاشيه گفتگوی شهرزاد مجاب با صدای امريکا در برنامه "زن امروز" روز شنبه 2 اگوست= 12 مرداد
http://www.voanews.com/persian/_-todays-woman.cfm
اين برنامه از تصويری به فايل صوتي توسط سازمان زنان 8 مارس برگردان شد.
شهرزاد مجاب به قلم آذر درخشان ( ليدر سازمان زنان 8 مارس) یکی از چهره های شناخته شدۀ ضد امپریالیست، کمونیست، مارکسیست، انقلابي، چپ و ... است!
اخيرا باخبر شدم صف طويلي از زنان ضد امپریالیست، کمونیست، مارکسیست، انقلابي و چپ پشت_ در برنامه "زن امروز" صدای امريکا درست شده که فعلا در اول صف شهرزاد مجاب موفق شد زودتر از همه پذيرش شرکت در اين برنامه انقلابي- امريکايي را بگيرد. البته چون اين افتخار تاکنون نصيب کمتر زن کمونيستي شده، موجبات شادی زیاد رفيق گرامي اش آذر درخشان (که تاکنون در گزينش صدای امريکا رتبه پايينی داشته) شد. با توجه به لينک فوری وبسايت 8مارس به مصاحبه شهرزاد مجاب در "زن امروز_ صدای امريکا" و پوشش خبری بموقع از موفقيت ورود شهرزاد مجاب به سيمای انقلابي امریکا احتمال استفاده از سهميه "رابطه با سران" و گزينش "آذر درخشان" در برنامه های انقلابي- کمونیستي صدای امريکا زياد است.
تجديد نظر امريکا برای بکارگيری هر چه بیشتر تجديد نظر کنندگان در شعار "امريکا= سگ زنجيری شاه و برعکس" البته به دليل مه آلود کردن اوضاعي ست که نهايتا سگ صاحبش را نشناسد. اگرچه امريکا اعلام کرده ما سگ هایمان را خودمان در يک کنکور رقابتي دستچين کرديم و واغ و ووغ تبليغاتي مرگ بر امريکا جلوی سفارتهامون توسط مائویيستای 3 آتشه! تاکنون برای رد گم کني و علاف کردن زنان کارزار زنان "ضد امپرياليست- ضد ارتجاع" بود! اگرنه اغلب خط 3 ای ها در گزينش صدای ما شرکت کردند و در انتظار قبولي در کنکور صدا و سيمای امريکا تخمه ميشکانند!
البته رعشه های قبل از مرگ وب سايت 8مارس هم قابل توجه است که هرچند ماه يکبار برای تبريک و تهنيت به رفقا در تورنتو -کانادا و صوتي کردن فايل تصويری صدای_ تلويزیون امريکا جهت قابل دسترس کردن صدای امريکا برای زنان_ فيل تر شده در ايران تکاني به خود ميدهد. در همين راستا صدا و سيمای امريکای انقلابي اعلام کرد: رفقا شرمنده مان نکنيد! اگر وبسايتتان فيلتره مطمئن باشيد ماهواره ها در ايران صدای ما و شما را آنجور که ما ميخواهيم به اقصي نقاط ايران مي رسانند. و شما اما بهتر است روی سرخ تر کردن لب هايتان کار کنيد (وقتي خورشيد رنگ پرچم سرختان را در طواف های نمايشي و سرگيجه آور به دور سفارت ما پرانده) تا مگر خلق به چپ بودن باورتان کند!
در همين رابطه: جوجه های رنگ شده!
رفیق پژمان رحیمی: فمینیسم ِ V.O.A !!
تلویزیون بخش فارسی صدای آمریکا(V.O.A) را می توان از زوایای مختلف و به شکل مفصل تری هم بررسی کرد.در اینجا تا آنجا که خطوط قرمز اجازه می دهند و از زاویه ای خاص به آن پرداختم.این نوشته شاید مورد انتقاد برخی قرار گیرد که استدلالشان این است که بالاخره رسانه ای قدرتمند وجود دارد که شاید بتوان از آن برای رساندن پیامی استفاده کرد.این دیدگاه از منطق ساختار رسانه ای آگاهی کافی ندارد و به مکانیسم معناساز و جانبدارانه ی رسانه ای به نام V.O.A توجهی نمی کند.به نظر می آید به جای آویزان شدن به این و یا آن رسانه ی مشخص، بهتر است اگر پیام و حرفی برای گفتن داریم در فکر رسانه ی خودمان باشیم. اینکه این رسانه چگونه باید باشد و چگونه ایجاد شود خود موضوع بحث جداگانه ای خواهد بود که به نظر می آید کم کم باید به آن جدی تر بپردازیم!
V.O.A ،مسائل زنان ،کارکرد زنان در رسانه
برای خواندن ادامه مقاله پژمان رحیمی بروی ادامه مطلب و يا پژمان رحیمی کليک کنيد
مهرنهاد بدون دادرسی عادلانه و وجود هیچ سندی، تحت عنوان " تروریست" مجرم شناخته شده بود.
تنها کاری که از دستم بر آمد یک دسته گل مجازی به بلاگش بود![]()
اما در مورد خودم اگر بخواهم یک سطر توضیح بدهم اینگونه باید بگویم که: از خطه کویری بلوچستانم وساکن شهر زاهدان و دبیر تشکل غیردولتی به نام انجمن جوانان صدای عدالت و ۲۵ بهار از عمرم را تاکنون سپری نموده ام . اما آمده ام تا به جمع شما وبلاگ نویسان بپیوندم شاید بگوئید که وبلاگ نویسی در کشور ما جرم محسوب می گردد و ممکن است خطراتی را تحمل نمایم اما من می گویم که آنهائی که وبلاگ نویسی را جرم می دانند خودم را هم شهروند درجه دو می پندارند واز لحاظ سیاسی نیز از بسیاری مناصب وموقعیت ها در کشور محروم هستم پس بهتر آن است که حداقا همانگونه آزاد به دنیا آمده ام آزاد نیز از دنیا بدون هرگونه تعلل وسکوت وقید وبند ومماشاتی هم بروم شاید اینگونه بهتر به رستگاری برسم ومهم مشکلات این چند روز زندگی نیست که چگونه می گذرد مهم آن است که خود را به بهاء اندک نفروشیم و بسان آزادمردان زندگی کنیم وخوشحال خواهم شد تا مرا به جمع خود پذیرا باشید . نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط مدیرفنی وبلاگ مهرنهاد
RUN AWAY FROM THE CIRCUS: JOIN THE REBEL CLOWNS ARMY

فراخوان ارتش دلقک های شورشي عليه "کنفرانس عليه اسلام" در کلن-آلمان![]()
مسلح به دماغ ـ قرمز ، پيش بسوی کلن ۱۹ تا ۲۱ سپتامبر! فيلم کوتاه"همه بايد برند!
” If i´cant dance to it, its not my revolution
دادستان تهران, قاضی سعید مرتضوی که دستش به خون بسیاری آلوده است و هنوز دنیا قصاوت این جلاد را در رابطه با قتل زهرا کاظمی از خاطر نبرده است, بامداد امروز در گفتگو با رسانه های خبری دولتی در تلویزیون جمهوری اسلامی حاضر شد تا با توجیه اعدام جمعی 29 نفر, عربده کشی قداره بندان دولت "مهرورز" جمهوری اسلامی را بگوش همگان برساند و باردیگر نشان بدهد که حاکمان جمهوری اسلامی برای نهادهای بشردوست, احزاب, سازمان ها و گروه های انسان دوست معترض به امر اعدام, پشیزی قائل نیست. جالب است که رسانه های وابسته به دولت های غربی نیز به داد رژیم جمهوری اسلامی رسیده اند. بی بی سی مصاحبه تأیید آمیز دست چین شده تنی چند از مردم ایران را پخش میکند تا از همه رقم از آن بهره برداری کند. با پخش این مصاحبه ها از سویی میخواهند چهره زشت و خشنی از مردم ایران نشان بدهند و آنها را وحشی و قرون وسطایی به دنیا معرفی کنند تا توجیهی برای صدور"دموکراسی" مرگبارشان شان عرضه کنند و از سوی دیگر, علیرغم سروصدای مسئله تحریم اقتصادی, از آنجائیکه جمهوری اسلامی روابط اقتصادی حسنه ای با غرب دارد و هر روزه بخشی از ماحصل کار و زحمت کارگران و زحمتکشان ایران را دودستی تقدیم باج دهی برای حفظ این روابط حسنه میکند, رسانه های جمعی غرب میخواهند با پخش تأیید اعدام از سوی برخی از مردم, بربریت و وحشی گری جمهوری اسلامی را مقبول مردم ایران جا بزنند و بدین ترتیب برای اعمال جمهوری اسلامی از سوی مردم تأییدیه صادر کنند. این همان چیزی است که مطلوب جمهوری اسلامی می باشد. در واقع بی بی سی به صدای جمهوری اسلامی تبدیل شده است و همان اراجیفی را در دنیا پخش میکند که از صدای و سیمای جمهوری اسلامی بگوش مردم ایران میرسد. غافل از اینکه سه دهه بگیرو ببند, زندان و شکنجه و همه شگردهای غیرانسانی جمهوری اسلامی تاکنون نتوانسته است این حکم تأیید را صادر کند تا چه رسد به اراجیف رسانه های دولتی جهانی.
آنارکوفمینیست، / برگرفته از کتاب سیلکه لوشلدر / رزا پرداختن همزمان به آنارشیسم و بررسی سلطه گرایی جنسیتی، بسیار ضروری و لازم است. ولی باید توجه داشت، دو تئوری فمینیستی و آنارشیستی نباید در هم ادغام شده و به عنوان تکمیل کننده همدیگر، دانسته شوند. هر دو تئوری می بایستی بعنون تئوری های هم ارزش و هم وزن، جایگاه ویژه خودشان را داشته و آن را حفظ کنند. بطور مثال نباید با فمینیست به عنوان بخشی از نظریه آنارشیستی (که به روابط سلطه گرایی جنسیتی می پردازد) برخورد شود. چرا که در این صورت همواره خطر آن وجود دارد که آنارشیسم ستم جنسی را مانند سابق، بخشی از کل سیستم ستم دیده و دو به این باره به نتیجه برسد: که با یک انقلاب اجتماعی، ستم جنسی نیز نابود خواهد شد. از طرفی اگرچه رهائی زنان نیازمند ایجاد ساختارهای جدید اجتماعی است، ساختارهایی که با یک انقلاب اجتماعی بوجود خواهند آمد، اما نباید اجازه داد که ساختارهای پدرسالارانه کنونی تا زمان انقلاب، دست نخورده باقی مانده و به بقای خود ادامه دهند. عمل سیاسی آنارکو فمینیست هایی مانند گلدمن و سازمان های زنان ماژور لیبرز(2)، مانع ادغام شدن این تئوری ها در همدیگر شد. آنان منتظر نابودی ساختارهای پدرسالارانه بدست انقلاب اجتماعی نشده و در همان ابتدای عمل سیاسی شان اقدام به مبارزه برای نابودی این ساختارها کردند. در واقع یک مبارزه چپ فمینیستی می بایستی همواره در سطوح مختلف جریان داشته باشد و سازماندهی زنان را در جهت استقلال و رهایی خود در دستور کار گذارد. این مبارزه همچنین می بایستی با واقعیت های زندگی زنان همخوانی داشته باشد و آمال و آرزوهای آنها را در خود فشرده و در محتوا به ساختارهای روحی جنسیتی توجه کند. این ساختارهای روحی جنسیتی در هر زمان می تواند متفاوت باشد. آنارکو فمینیست می تواند نقطه شروع خوبی برای یک جنبش چپ فمینیستی مستقل باشد و به تکامل جنبش ضد سیستم سلطه طلب و سلسله مراتبی در تئوری و عمل کمک کند.
ازدواج و عشق/ اما گلدمن ازدواج و عشق هيچ اشتراكي با هم ندارند ، در واقع مثل فاصله دو قطب ، متضاد يكديگر . اما گلدمن
معرفی نظریه های فمینیستی - بخش اول / محمدکریم آسایش
برای خواندن بخش دوم مقاله محمدکریم آسایش بروی ادامه مطلب کليک کنيد و يا در بلاگ برابری مطلب را دنبال کنيد.
شهلا جان هی ننویس پاشو بیا! پاشو بریم! دیگر وقت ندارم، توی تابستان بیشتر سفرهایم کاری است، ماه ژوییه می روم به آوینیون برای فستیوال تئاتر، البته آوینیون هم فال است و هم تماشا و هم نمایش. مثل سفرم به بروکسل نیست که اولاً سرکار بنده را قال گذاشتید و نیامدید و از طرف دیگر آنها از هر چیزی ادایش را در می آوردند و برای ما تئاتری ها بازسازی صحنه ای اش را انجام می دادند! فکرش را بکن کارشناس تئاتر و امور هنری باشی و بروی به بروکسل تا به خاطر اعتراض به ستمی که بر زنان ایران می رود و در شرایطی که حتی حکمهای سنگسار و تازیانه را مثل آب خوردن در مورد زنان پیاده می کنند، در همبستگی با زنان ستمدیده راه پیمایی کنی و بعد گیر قومی بیفتی که از هر چیزی قلابی ترین و بنجل ترین شکل اش را به جای جنس فرد اعلا به خوردت بدهد. همنوایی این میزانسن از پیش برنامه ریزی شده، واقعاً سرخورده ام کرد. سفرم دو روزه بود ولی هنوز چهار ماه است که گذشته و گیجم و حال تهوع دارم.
ادامه مطلب را در چشمان زنان بخوانیم و يا روی ادامه مطلب کليک کنيد.
اعتماد: حکم دو بار اعدام مردى که در تهران يک زن جوان را قربانى وسوسه خود کرد به تاييد ديوان عالى کشور رسيد.اين مرد 40 ساله به نام ,عليرضا, زمستان سال 82 زن 30 ساله يى به نام ,ميترا, را فريب داد و او را در خانه اش خفه کرد. عليرضا سپس جنازه را داخل کارتن يخچال گذاشت و کنار پل نواب رها کرد. همچنين طلا و جواهر همراه ميترا به ارزش 42 ميليون ريال را دزديد و گوشى موبايل قربانى را به دخترى به نام ,شهرزاد, هديه داد.کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهى تهران که در تلاش براى کشف کليد اين معما بودند پس از شش ماه موبايل ,ميترا, را رديابى کردند و بدين ترتيب ,شهرزاد, و ,عليرضا, دستگير شدند. عليرضا در دادگاه اتهام قتل را رد کرد و گفت؛ وقتى ميترا به خانه ام آمد مشروب خورد؛ تعادل روانى اش را از دست داد و با روسرى خودکشى کرد.اين ادعا در حالى مطرح شد که مدرک هاى مکشوفه خلاف آن را ثابت کرد و نشان داد ,عليرضا, بر اساس يک نقشه حساب شده، پرونده زندگى زن فريب خورده را بست.سرانجام قضات شعبه 71 دادگاه کيفرى تهران با توجه به تقاضاى خانواده قربانى و مدارک موجود ,عليرضا, را به دو بار اعدام و پنج سال زندان محکوم کردند که اين حکم ديروز به تاييد قضات شعبه 33 ديوان عالى کشور رسيد و براى اجرا به دادسراى ناحيه 27 فرستاده شد
کامنت: لابد رحم هم کردند بهش که دست و پاش رو به جرم دزدی نمیبرند!
خبرنامه شیراز:یک منبع آگاه در یکی از دادسراهای تهران در رابطه با 30 نفري كه قراراست اعدام شوند گفت:این افراد از جمله کسانی هستند که سال گذشته به جیره بندی بنزین در ایران اعتراض کردند و به دلیل آتش زدن چند پمپ بنزین و به جرم تخریب اموال عمومی بازداشت شدند, اما اکنون به عنوان اراذل و اوباش و قاچاقچی پای چوبه دار ميروند و حکومت، برای جلوگیری از ایجاد واکنشهای بین المللی،دلیل اصلی اعدام آنها را مخفی نگه ميدارد.
محمد مصطفایی، وکیل پرونده متهمان و مجرمان نوجوان نیز در گفتوگو با دویچهوله در این باره گفت:آنگونه که من خبردار شدهام، اینها افراد خاصی هستند و عنوان اشرار را به آنها دادهاند. تاریخ اعدام این سی نفر هم به روال عادی نیست. معمولا چهارشنبه آخر هر ماه، دادسرای جنایی تهران اعدامها را اجرا میکند، اما اینها قرارست روز یکشنبه اعدام شوند. اینها کسانی هستند که یا در دادگاههای انقلاب محاکمه شدهاند یا در دادگاههای ویژه جرایم خاص.
دليل اعدام نشدن يكي از 30 نفر محكوم به اعدام
فارس- پورحسيني در خصوص به تأخير افتادن اجراي حكم اعدام يكي از محكومان اعلام شده در سحرگاه 6/5/87 گفت: نامبرده يكي از قاچاقچيان با سابقه مواد مخدر بوده كه حكم اعدام وي تمام مراحل قانوني را دنبال كرده است اما ساعاتي پيش از اجراي حكم اعدام، وي به مسؤول اجراي احكام اعلام كرده كه قصد دارد نشاني و مشخصات برخي از باندهاي قاچاق مواد مخدر كه با وي فعاليت داشته اند را معرفي كرده و در شناسايي و دستگيري آنان همكاري كند. بنابراين اجراي حكم اعدام مشاراليه با هماهنگي قاضي اجراي احكام دادسرا به اين منظور به صورت موقت به تأخير افتاد.
فيلم ج.ا از ۱۰ نفر اعدامي در مورد ۱۹ نفر ديگر که ۱ شنبه همراه با اين ۱۰ نفر اعدام شدند هيچگونه اطلاعاتي در دست نيست! اسامی تعدادی از کسانی که در روز یکشنبه 6 مردادماه در زندان اوین به دار آویخته شدند به قرار زیر می باشند:
۱.مجید پور باقر سالن 6 ،بند2 زندان گوهردشت کرج
2.محمد عنایتی، سالن 5، بند 2 زندان گوهردشت کرج
3- علی دکامی، بند 2 ، زندان گوهردشت کرج
4- عباس کاهانی، سالن 6، بند 2 زندان گوهردشت کرج
5- علی مظلوم ،بند 4 زندان گوهرداشت کرج
6- رضا سلطانی بند 6 زندان گوهردشت کرج
همچنین گزارشاتی حاکی از آن است که یک زندانی دیگر به نام یاسر کیانی 22 ساله از بند 4 زندان مرگزی اصفهان جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گردید ، او 3 سال است که در زندان بسر می برد.
خبرگزاري فارس: صبح امروز طناب دار 10 محكوم به قصاص را از ديدن آفتاب سحرگاهي محروم كرد. در ميان محكومان به قصاص يك جوان كارتن خواب نيز به چشم ميخورد. وي كه حميد نام داشت محكوم بود كه يك كارتن خواب ديگر را به قتل رسانده است. حميد در خصوص جرمش مدعي بود در يك شب زمستاني، زماني كه سرما به اوج خود رسيده بود. كارتنهاي مخصوص خواب دوستش علي را به آتش كشيده تا گرم شود و همين امر دليل درگيري اين دو فرد بوده است. به اين ترتيب حميد كه جثه قويتري نسبت به علي داشته است با كوباندن سر علي به جدول خيابان وي را به قتل ميرساند و خود نيز به اتهام قتل مجرم ميشود.
دانشگاه در ج.ا. = قبرستان و حرمسرا
ادوارنیوز: دادستان زنجان در اقدامی عجیب مدعی شد میان دکتر مددی و دانشجوی دختری که مدیدی قصد تعرض به وی را داشته، صیغه محرمیت جاری شده است! به گزارش خبرگزاری ایسنا گل محمدی دادستان زنجان گفته است:"دختر دانشجو ، هم اكنون با قرار قانوني آزاد ميباشد، اما براي رسيدگي بيشتر ، پرونده وي به دادگاه ارسال شده است. وي ادامه داد: با توجه به اظهارات دو متهم در قضيه دانشگاه ، بين دو طرف صيغه محرميت جاري شده." در حالی که شواهد و قراین و همچنین فیلم منتشره بر تلاش مددی برای تعرض به دانشجوی دختر صحه می گذارد، دادستان زنجان در اظهاراتی جالب توجه مدعی شده است این دو نفر حق انجام اعمال نا شایست را در دانشگاه نداشته اند! دادستان با اشاره به اينكه اگر دختري قصد ازدواج داشته باشد ، اجازه پدر لازم است ، يادآور شد: با ارسال اخطاريه جهت آخرين دفاع براي اين افراد ، حكم نهايي آنان بزودي صادر خواهد شد.
دادستان همچنین در حالی مدعی شد هیچ دانشجویی در پی اعتراضات دانشجویان دانشگاه زنجان بازداشت نشده است که 3 دانشجوی دانشگاه زنجان، پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی از حدود 1 ماه پیش بازداشت شده اند. وی افزود: "افرادی را در خارج از دانشگاه که باعث تشویش اذهان عمومی و تعطیلی کلاسهای دانشگاه شدهاند را بازداشت کردهایم که اکثر این افراد نیز اصالتا زنجانی نمی باشند." گل محمدی همچنین گفت: "مسائل دیگری نیز در این پرونده موجود است که نمی توان به آن اشاره کرد." لازم به ذکر است مددی، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان، از حدود دو هفته پیش از زندان آزاد شده است.
ارضاءِ مبتنی بر سرکوب؛ در باب حادثه زنجان/ کاظم رضایی
در ایدئولوژی مسلط سرکوب غریزه پدیدهای عام و همهگیر نیست. ابزارهای ارضاء در اختیار طبقات مسلط است، دیگران باید اخته باشند و در صورت عدمِ اختگی، قانون آنان را اخته(سنگسار/ شلاق) خواهد کرد. ابزارهای ارضاء نظیر صیغه و ازدواج موقت دقیقا در اختیار گروهِ خاصی است. احمقانه است که بپنداریم قوانین ارضاء همگانی است، پذیرش چنین امرِ احمقانهای نشانهی عمق جهالت و نابینایی کسی است که بدیهیترین نیازهای او نیز مشمولِ سرکوب شده است. چنین توهمی تنها میتواند نتیجهی قطع ارتباط کلی با واقعیتِ موجود باشد.
اما آیا طبقات مسلط تنها به این برتری قانونی بسنده میکنند؟! حادثهی زنجان در اینجا چه چیزی به ما عرضه میکند؟ در ایدئولوژی مسلط زن تنها افزارِ تولیدِ لذتِ جنسی است، اگر او به قوانین ارضاء(صیغه) تن ندهد، قدرت سرکوب که در اختیار طبقات مسلط است، استخدام میشود تا او را در برابر غریزهی حاکم تسلیم کند. مددی و سردار زارعی وقتی برای ارضاء خود با مقاومت روبرو میشوند، از زورِ متوحش و لخت و عریان استفاده میکنند تا مقاومتِ زن را سرکوب کنند. این دو نفر یک استثناء نیستند، ایدئولوژی آنقدر زن را تحت سیطره و سلطهی خود قرار داده است که موارد بیشماری از این دست، او را به مرز جنون یا خودکشی میرساند بیآنکه حاضر به بروز ستمِ جنسی این آقایان شود.
انتقال فرزاد کمانگر به بند 209 زندان اوين ششم مرداد ۱۳۸۷
26 July
فيلم تجمع اقشار مختلف مردم در مهاباد برای آزادی فرزاد کمانگر
19 July
ویدئو قرائت اطلاعیه تجمع کنندگان در هفدهمین دقیقه تجمع مردم سنندج در حمایت از فرزاد کمانگر ، متحصنین ناچار به قرائت زودهنگام تجمع و پایان دادن به تحصن شدند ، این موضوع به دلیل پیشگیری از برخوردهای امنیتی صورت گرفت
فعالان حقوق بشر در ايران : پس از انتقال نگران کننده فرزاد کمانگر در صبح روزجاري به بند 209 زندان اوين ، آقايان علي حيدريان و فرهاد وکيلي از زندانهاي رجايي شهر و اوين نيز به بند 209 منتقل گرديدند.دليل اين انتقالها نامشخص مي باشد اما با توجه به شرايط و موج گسترده اعتراضات به احکام اعدام اين سه تن و بالاخص فرزاد کمانگر گمان ميرود جهت جلوگيري از روند اعتراضات و اعمال فشار بر اين زندانيان ، وزارت اطلاعات اين افراد را به بند 209 منتقل نموده است . اين افراد سابقا و در مرحله بازداشت در بند 209 مورد شکنجه و بدرفتاري قرار گرفته بودند.