+
نوشته شده در
2009/5/21ساعت 3  توسط رزا روشن
|
خبرنامه امیرکبیر: در پی اجرای برنامه «منطقه آزاد» از سوی صدا و سیما در دانشگاه خواجه نصیر، و در سخنان توهین آمیز یکی از بسیجیان، درگیری هایی در این دانشگاه صورت گرفت.
در این مراسم یکی از دانشجویان با اعتراض به روند انتخابات گفت: اکثریت خواستار تغییر است اما اقلیت خواستار تعیین. از مواضع همه دانشجوهایی که اومدن اینجا و حرف زدند، معلوم است که اکثریت موضعش در چه طرفی است و اقلیت در چه طرفی. یک روز بعد از انتخابات نتیجه رو ببینید چی میشه. آن موقع متوجه می شوید انتخابات نبوده ولی انتصابات بوده است.
پس از آن یکی دانشجویان ارزشی بسیجی با قرار گرفتن در پشت تریبون گفت: «یک سری از هاچ خانم ها اینجا هستن که دیشب برای حاج آقاشون بزک کردن و فراموش کردن اینجا…» که در این هنگام دانشجویان با اعتراض به ادبیات وقیحانه این بسیجی این تریبون نمایشی صدا و سیما را برهم زدند.
برای مشاهده فیلم این اعتراض به این لینک می توانید مراجعه کنید. روز 21/2/88
http://www.youtube.com/watch?v=wvedzuEK8E0&eurl
مشاهدات حيرتآور خبرنگاري از يك كلانتري: جوان متهم را بهجای لوستر از سقف آویزان کرده بودند!
فيلم : کتک خوردن دانشجوی دانشگاه فردوسی توسط بسيج
http://www.youtube.com/watch?v=qfHwyZKNl0k
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/5/19ساعت 18  توسط رزا روشن
|

امین قضایی:همانطور که یک ماه پیش ، خبرگزار ی های آزاد فارسی زبان مخابره کردند ، در ۱۸ اسفند ماه سال ۱۳۸۷ ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامaltی در ساعت ۷ صبح به منزل اینجانب هجوم آوردند . در اینجا لازم می دانم توضیحاتی پیرامون این اتفاق بدهم. در ابتدای امر ، ماموران امنیتی تنها حکم جلب من را در اختیار داشتند اما بعد از اینکه تیر آنها به سنگ خورد و من در منزل حضور نداشتم ، بلافاصله به تلفن همراه من زنگ زده و به مانند گروگان گیر ها ، من را تهدید کردند که اگر به منزل بازنگردم ، همسر و سه تن از رفقایی که در منزل حضور داشتند را دستگیر خواهند کرد سپس در برگه های حکم جلب از پیش امضا شده نام رفقایم را ثبت کردند. البته مخاطب به خوبی با سابقه ی گروگان گیری در جمهوری اسلامی آشنایی دارد ، تروریسم جزء ذاتی جمهوری اسلامی است . همسر من در حالیکه از بیماری به شدت رنج می برد به مدت دو روز تمام تحت بازجویی های ده ساعته قرار گرفت و از او خواسته می شد تا مکان احتمالی اختفای من را لو دهد. پس از ناتوانی از انجام این امر و مقاومت همسر من ، آنها طبق معمول اتهام ِ ارتباط با اپوزوسیون را تکرار کردند. با این حال با وجود ضرب و شتم شدید با مقاومت رفقای من مواجه شدند. این امر برای کسانی که دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب را گستاخانه به عدم مقاومت در زندان متهم می کردند باید قابل توجه باشد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/5/18ساعت 1  توسط رزا روشن
|
4.نظر دهي بي معنا من عاشق اينكار هستم! اينقدر كه به خاطر همين كار مدتي در آسايشگاه به سر بردم! فقط كافيست يك پست در وبلاگم ثبت كنم آنوقت در بخش نظرات هزار تا وبلاگ كه حتي مطالب آنها را دنبال نميكنم يك نظر مي گذارم كه "وبلاگ خوبي داري به ما هم سر بزن!" البته چون جديداً اين متن خيلي ضايع شده است با كمي تغيير از عباراتي مثل "با نظرت موافقم به من هم سر بزن" يا "واي! چه مطالب جالبي نوشتي، منم به روز كردم به وبلاگم بيا!" استفاده ميكنم. اصولا به قول ماكياولي هدف هر گونه ضايع بازي را توجيه ميكند. از قرار صدها نفر مانند آنچه كه اشاره شد معتقدند با درج نظرات بي تاثير و تبليغاتي و آزار نويسندگان يا خوانندگان ديگر وبلاگها مي توانند براي خود بازديد كننده كسب كنند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/5/18ساعت 1  توسط رزا روشن
|
"نه بخشش و نه فراموشی" ؛ مبارزه جهانی برای به مجازات کشاندن جنایتکارانی که از قرار گرفتن بر روی صندلی اتهام
این کتاب پژوهشی ارزشمند به زبان آلمانی است و تجارب بین المللی در زمینه مبارزه با جنایتکارانی که از قرار گرفتن بر روی صندلی اتهام فرار میکنند را در اختیار مبارزین حقوق بشر قرار میدهد. معرفی این کتاب با هدف انتقال این تجربه به ایرانیان قربانی شکنجه و بی عدالتی و قربانیان نقض حقوق بشر و بازماندگان آنها و همچنین سازمانهای حقوق بشری و احزاب و انجمن هائی می باشد که با رژیم جمهوری اسلامی در مبارزه هستند. این کتاب توسط آقای کنوت رآوخفوس و خانم بیانکه شموُلتزه دو تن از اعضاء انجمن یاری های پزشکی برای پناهجویان در شهر بوخوم آلمان نوشته شده است.
Kein Vergeben. Kein Vergessen
نویسندگان کتاب، تجارب مربوط به 12 کشور از آمریکای جنوبی، اروپا، آفریقا و آسیا را در کنار هم قرار داده اند تا به این ترتیب بتوانند موفقیت و تلاش های خستگی ناپذیر قربانیان، بازماندگان آنها، وکلاء و فعالین حقوق بشری از این کشورها در مبارزه بر علیه فرار از مجازات جنایتکاران را ماندگار نگه دارند. با این کار، آنها این هدف را دنبال می کنند تا بتوان در آینده و توسط این تجارب، تعقیب و به مجازات کشاندن جنایتکاران و ناقضین حقوق بشر را با موفقیت بیشتری به سرانجام رساند
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/5/15ساعت 3  توسط رزا روشن
|
به همه ی آنهايي که با تحقيرکنندگان آزادی به آشتی نمی نشينند.
در 14 ماه می 1939، آمريکا حضور فيزيکی زنی را از دست داد که بدون شک يکی از اثرگذارترين زنان اين سرزمين و طبعا زنان همه ی جهان محسوب می شود؛ زنی که از مهمترين مخالفين فاشيسم، و همه پديده هايي بود که از تفکر فاشيستی برمی آمد؛ زنی که پايه های استقرار کامل آزادی بيان را در سرزمين آمريکا بنا نهاد.
اگر نخواهيم بصورتی قطعی ادعا کنيم که «اما گلدمن» (Emma Goldman) آغاز کننده ی خواستاری آزادی بيان (به معنای امروزين آن) در آمريکا است، به طور قطع می توانيم او از پيشقراولان آن بدانيم. همچنين، نام او به عنوان اولين خواهنده ی کنترل حاملگی، يا آزادی زنان برای جلوگيری از حاملگی، در ليست چهره های اثر گذار اين سرزمين ثبت شده است. به علاوه، گلدمن خواستار استقلال اتحاديه های کارگری، مخالف سربازگيری اجباری و بسياری از مسایلی بود که صد سال پيش جامعه آمريکا و حتی جوامع پيشرفته تر آن روزگار با آن دست بگريبان بودند. در واقع، گلدمن با هر نوع ممنوعيتی که آزادی های طبيعی و انسانی مردمان را مورد تهديد قرار دهد مخالف بود و باور داشت که برای برچيدن اين ممنوعيت ها و به کرسی نشاندن آن حقوق تنها راه بدست آوردن يک حق است و آن «آزادی بيان» نام دارد.
يکی از زيباترين سخنان اما گلدمن، که او آن را بارها در سخنرانی هايش تکرار می کرد چنين است: «آزادی هرگز بر مردمان فرود نخواهد آمد. اين مردمانند که بايد خود را به سوی آزادی بالا کشند».
شکوه ميرزادگی
اما گلدمن If voting changed anything, they'd make it illegal. ~ Emma Goldman
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/5/11ساعت 0  توسط رزا روشن
|
حدود قلمروگذاري شده فقط با مبارزه و تزريق آگاهي در فضاي سايبراسپيس دگرگون نميشود. "خيابان" و "ضرورت" كنش در آن، در جهت جهش از كيفيت قبلي و رسيدن به كيفيت جديد كه در طي مسير تغيير تدريجي در كميت است، راه رهايي را روشن ميسازد. اين موضوع فقط با فهمي پراتيكي از تاريخ و خواست تغيير در وضعيت واقعي انسانهاست كه مشخصتر ميگردد. خواست محوري و جداسازي مفهوم سياست از شرايط درزيست انسانها و عدم توجه به يگانگي عينيت و ذهنيت، وضعيتي ست كه مدعيان كنش سياسي در ايران به آن دچار گشته اند. يك توهم از تغيير در حدود قلمروگذاري شده موجود كه با حذف مفهوم خيابان و ضرورت بازگشت به آن و ناديده گي هر رخداد به مثابه امر سياسي بوجود آمده است. در چنين وضعيت مزحكي چپ تنها پايگاه مبارزاتي قابل اعتناست. پيمان غلامي
http://kinoeye.blogfa.com/post-11.aspx
+
نوشته شده در
2009/5/8ساعت 12  توسط رزا روشن
|
آنها روزي هزار بار مي ميرند - ويديو-1
آنها روزي هزار بار مي ميرند - ويديو-2
آنها روزي هزار بار مي ميرند - ويديو-۳
می کشم تا کشته نشوم! مثل همیشه چهارشنبه ی سیاه، روز اعدام است. هوای ابری و دل گرفته حکایتی دارد انگار از همین نفس بریدن های بی حساب که دیگر شمارشی بر آن نیست. صبح شده است. تن های آویخته ی چهار نفر، مرگ را سوغات آورده است برای اوین همیشه اوین....
فضا بسیار سنگین و ازدحام جمعیت بسیار زیاد بود . هنگام فراخواندن خانواده شاکیان صدای یا حسین یا زهرا بود که به گوش می رسید . مادران صلح سعی می کردند به صدای بلند بگویند: ببخشید یا عفو عفو! مردم حاضر در آنجا نیز با آنها همراهی می کردند .
اما در این جشن مرگ انگار هیچ چیزی فراموش نشده بود. نیروهای بسیاری در محل به حالت آماده باش بودند که در آخر تبدیل به نیروهای گارد ویژه شده و به صورت دیوار جلوی مردم ایستادند. عجیب بود، عزیزان مردم را داشتند به قتل می رساندند و بی انتظار صدایی که به نشانه اعتراض سر برآورد از دلی که ترسان می تپد. باید احساساتشان را افسار می زدند . مگر می شود؟
فارس: 6 نفر از 10 محكوم به قصاص از اولياى دم مهلت گرفتند و 4 نفر ديگر امروز اعدام شدند.
صبح امروز 10 نفر از محكومان به قصاص كه همگى متهمان پرونده قتل بودند در زندان اوين به پاى چوبهدار رفتند.
9 نفر از اين متهمان مرد بودند كه سن كوچكترين آنها 17 سال بود اما يك زن به نام زينب نيز در بين آنها به چشم ميخورد كه به واسطه قتل شوهرش به قصاص محكوم شده بود.
از ميان اين متهمان 4 نفر از جمله زينب، حميد، صفرعلى و حسنعلى به دار آويخته شدند اما 6 نفر ديگر موفق شدند از اولياى دم مهلت 6 ماه بگيرند و از پاى دار بازگشتند.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/5/7ساعت 2  توسط رزا روشن
|
+
نوشته شده در
2009/5/4ساعت 3  توسط رزا روشن
|

داستان فیلم "
برای یک لحظه، آزادی" ساخته ی آرش ریاحی حدیث به تبعید رفتن ایرانیان و گریزشان از طریق مرز ترکیه برای گرفتن پناهندگی از سازمان ملل و یا سایر کشورهای اروپایی است. گرچه در فیلم اسکناس ها و سکه های یورو را می بینیم که حکایت از سال دو هزار به بعد دارد اما در کل، زمان فیلم به دوره خاصی از جمهوری اسلامی تاکید ندارد، در ابتدای فیلم از گذشته افراد چیزی نمی دانیم یا اگر بفهمیم به طور مبهمی مختصر است. همین قدر می دانیم که این افراد دارند از جمهوری اسلامی فرار می کنند و فضای حاکم در درون کشور، فضای رعب و وحشت و خشونت است. در ترکیه به صورتی فشرده با داستان هر یک از طریق مکالمه ای کوتاه باخبر می شویم.
چشمان بیدار - مهستی شاهرخی
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/4/27ساعت 3  توسط رزا روشن
|
Keny Arkana
http://www.youtube.com/watch?v=JbIpTxJ4-Iw
On May 1st „National Socialists from Nortern Germany“ stage a demonstration in Hannover. Themed „Out for workers‘ day! Stop impoverishment, foreign infiltration and dictatorship of opinion – National Socialism now!“ about 1000 Nazis, among them Nazi groups („free comradships“, „autonomous nationalists“) and the NPD, want to gather at the central bus station (ZOB) and march to Hannover-Linden. Although their demonstration has been prohibited we have to anticipate that they will go to court and their demonstration will be allowed at last.
روشنگری. يان تاملينسون يک روزنامه فروش بود که اول آوريل، روز برگزاری اجلاس سران G20 ، از سرکار به خانه باز ميگشت. درست در منطقه ای که مرکز مالی لندن است، در چارچوب عمليات ,پيشگيرانه, برای محافظت از اجلاس مورد حمله پليس قرار ميگيرد، به زمين می افتد و اندکی بعد در بيمارستان در می گذرد.
نخستين گزارش پليس ادعا ميکند پليس با تاملينسون برخوردی نداشته و او در اثر سکته که به بيماری قلبی او مربوط است، در گذشته است.
اما کمی بعد يک آمريکايی که برای کار در لندن به سر می برد، فيلم ويديويی را که از صحنه برداشته بود به روزنامه گاردين ارسال ميکند. همانطور که در ويديو ديده ميشود برخلاف گزارش اوليه پليس، يکی از ماموران از پشت دويده و خود را به تاملينسون ميرساند و با باتون به او حمله ميکند که باعث ميشود تاملينسون به زمين بيافتد.دست های تاملينسون در جيبش است و هيچ نشانه ای از تعرض يا تحريک پليس توسط او در فيلم ديده نمی شود.
ويديوی حمله مرگبار پليس به يان تاملينسون
http://www.youtube.com/watch?v=phvp_BjHIEk
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/4/25ساعت 19  توسط رزا روشن
|
شعر نیچه با لباس کردی: با صدای شاعر مریم هوله
'Lifting the Veil': Child Bride
فيلم : شکنجه وحشیانه یک افغانی توسط شیخ عیسی، برادر ولیعهد امارات متحده عربی
Torture
چه می گذرد بر دانشجویان زندانی؛ مجتبی سمیع نژاد
زندانی زیر این فشار است و جلسههای بازجویی صدها فشار دیگر روی زندانی میگذارد؛ او تهدید میشود، کتک میخورد، دروغ میشنود، گاهی مجبور میشود صدای مادرش را بشنود، گاهی مجبور میشود برای دوستاش نگران شود، گاهی به شک میافتد که ای وای چه قوم الظالمینی بودم من (به تازهگی که «مضلین» هم میشوند)، گاهی استحاله میشود، گاهی اماله میشود و یا تهدید به اماله میشود، گاهی از بینیاش خون میآید، گاهی صورتاش سرخ میشود، گاهی دلاش خون میشود، گاهی با لوازمی جدید آشنا میشود، گاهی در برابر دوربینهای تلویزیونی قصهی شب میگیرد… همینجا است که سلول انفرادی میشود مصداق بارز شکنجه…
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
2009/4/25ساعت 3  توسط رزا روشن
|